بیماریهای باکتریایی-بیماری پولک پودری
بیماری پولک پودری:
بیماری پولک پودری:
عفونت عمومی بدن(سپتی سمی):
سپتی سمی بیماری زنبوران بالغ است. اولین بار شخصی به نام برنساید در سال1928میلادی این بیماری را کشف کرده و توضیح داد.زنبوران کارگر و نرها وملکه مستعد ابتلا به این بیماری می باشند.
عامل بیماری:
عامل این بیماری باکتری به نام پزودوموناس اپی سپتیکوم است.این باکتری از جمله باکتری های گرم منفی و تولید اسپور نمی کند گفته میشود که رطوبت به انتقال سپتی سمی کمک میکند واحتمال بروز بیماری تحت شرایط استرس و فشار افزایش می یابد.استرس هایی نظیر تغذیه زیاد با غذای مصنوعی تراکم فراوان زنبورها روی شانها یا نقل مکان زنبورها شرایط و امکان ایجاد بیماری را افزایش میدهد.
علائم:
زنبوران الوده به سپتی سمی سریعا می میرند و در نتیجه جمعیت کندو کاهش می یابد و موجب ضعف کندو می گردد.این زنبوران قدرت پرواز ندارند و به وسیله کارگر ها از کندو بیرون برده می شوند.همولنف زنبور های بیمار از قهوه ای ملایم به سفید گچی می گراید.مهمترین نشانه و اسیب در زنبوران الوده تخریب سریع عظلات است.برای مثال برداشتن زنبور های الوده از طریق زوائد بدن مانند بال وسر و سینه یا شکم غیر ممکن است زیرا قسمتها جدا شده و می افتند.همچنین زنبوران الوده در کندو بی قرار بوده غذا نمی خورند و قادر به پرواز نیستند.
درمان:
هیچ سویه و گروهی از زنبوران را نمی توان یافت که به این بیماری مقاوم باشد.در بسیاری از کشورها داروی استرپتومایسین با موفقیت برای کنترل سپتی سمی مصرف میشود.
بیماری لوک اروپایی
لوك اروپایی، تحت نامهای لوك خوش خیم ، لوك بدبو، لوك اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوك آمریكایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال 1904، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یك آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد كه علایمی مغایر با لوك آمریكایی داشت و بعنوان لوك اروپایی شناخته شد. با وجودیكه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.
عامل بیماری :
بر خلاف لوك آمریكایی، لوك اروپایی یك آلودگی است كه توسط باكتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:
ـ میكروب ملی سو كوكوس پلوتونیوس یا استرپتوكوكوس پلوتون:
بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد كننده بیماری است ، این میكرو ارگانیسم به شكل كوكسی یا دانه های تسبیح ، چند شكلی ، معمولاً بصورت كم و بیش گرد به قطر یك میكرون است.این میكروب گاهی بصورت تك تك و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میكروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یك سال در شرایط خشكی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی كند.
ـ میكروب باسیلوس آل ویی:
نقش این میكروب در سال 1885 بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne كه بیماری را بطور تجربی ایجاد كردند ، روشن گردید. كار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میكروب یك باسیل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 میكرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن كمتر و میتواند 30دقیقه در 100 درجه سانتی گراد مقاومت نماید.
میكروب آكروموباكتر اوریدیس :
یك باسیل گرم منفی ، كه تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت كمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را كه قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.
ـ میكروب استرپتوكوكوس فكالیس:
این باكتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده كننده یا میكروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باكتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.
ـ میكروب باسیلوس لاتروسپروس:
این میكروب دارای یك اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.
دخالت باكتریهای گوناگون در این بیماری هر كدام ایجاد بیماری لوك اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یك ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو كیسه ای با استرپتوكوكوس فكالیس از عوامل ایجاد كننده لوك اروپایی می باشند، كه لاروها علایم مشخصه لوك اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، كه به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوك اروپایی دیده میشود. دخالت میكرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوك اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یك نوع لوك اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد كننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید كه علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.
گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد كننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.
· لوك اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی
· لوك اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی
· لوك اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوكوكوس فكالیس
عوامل مستعد كننده:
عامل مستعد كننده ای كه بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده كه وقتی كلنی های قوی با یك دوره بارندگی ، سرما یا خشكی طولانی مواجه می شوند كه در تأمین گرده اختلال ایجاد شود، یا در بعضی از اوقات سال كه میزان گرده كاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف كلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی كلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.
بیماریزایی :
در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شكل سریع تكثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باكتریها تلف میشود.
علائم :
بروز علایم لوك اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییك مانند و بوی مخصوص دارد که كم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوك آمریكایی است. لاروها در كف حجره ها مشاهده میشوند. كم و بیش شكل و قطعه بندی خود را حفظ كرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، كشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس كردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هایی تبدیل شده كه به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی كه بیماری لوك مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میكند.
لوك مزمن:
گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی كشدار مثل لوك آمریكایی ،بدون اینكه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطی تیره درآمده كه بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.
اپیدمیولوژی:
عامل آلوده كننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن شفیره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح كلنی، شبیه لوك آمریكایی است ولی با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهایی كه برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند كلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یك زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. كاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر كمی و كیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یك عامل مستعد كننده لوك اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح كننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.
پیش بینی بیماری:
حدت لوك اروپایی به مراتب از لوك آمریكایی كمتر است به این دلیل كه از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا كمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه كشدار .
درمان:
درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوك آمریكایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش كرد كه لوك اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن كلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف كادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیك اختصاصی لوك اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یك گرم از ماده مؤثره در هر كلنی، در یك لیتر شربت 1 به 1 میتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله یك هفته تكرارشود.
بیماری لوک امریکایی
لوك آمريكايي يك بيماري باكتريايي است كه فقط نوزادان زنبورعسل راآلوده مي كند وسبب مرگ آنها ميشود. اين بيماري يكي ازخطرناك ترين بيماريهاي نوزادان زنبورعسل است كه در سرتاسر دنيا گسترش دارد.
عامل بيماري:
عامل بيماري باسيل گرم مثبت هاگ داراي است به نام پني باسيلوس لاروي كه براي اولين باردرسال 1920 توسط وايت بعنوان عامل بيماري لوك آمريكايي مشخص گرديد؛ هاگ اين بيماري نسبت به حرارت ؛ خشكي وموادضدعفوني كننده مقاوم است وساليان درازمي تواندعفونت زاباقي بماند؛ بعضي ازسويه هاي آن حرارت 90 درجه سانتي گراد راتا20 دقيقه و100 درجه راتا11 دقيقه تحمل مي نمايند؛ فرم رويشي باكتري عفونت زانبوده وفقط هاگ آن عفوني زا مي باشد.
انتقال وسرايت بيماري :
ميكرب اين بيماري به صورت اسپور(هاگ)همراه باغذاواردبدن لاروهاي خيلي جوان شده ودرروده لاروبه فرم رويشي تبديل ميشودوبا سوراخ نمودن جدارروده وارد همولنف شده شروع به تكثير مي نمايد،سپس لارو رابيمار وسرانجام ازبين مي برد. باسيلوس لاروي دربدن لاروهاي مسن نمي تواند رشد نمايد،چون محيط برايش چندان مناسب نيست.
مهمترين راههاي سرايت بيماري عبارتنداز:
1- دردرجه اول خودزنبورداربادستهاووسايل كارآلوده به عامل بيماري ويابرداشتن قاب ازكندوي بيماروآويزان كردن آن دركندوهاي سالم باعث انتشارلوك امريكايي ولوك اروپايي درزنبورستان مي گردد.
2- استفاده ازعسل آلوده جهت تغذيه زنبوران.
3- زنبورهاي وارداتي آلوده مي توانند نقش مهمي درانتشار بيماري داشته باشند.
4- زنبورهايي كه حجره هاي آلوده راتميز كرده اند.
5- خريدن كندواززنبورداراني كه زنبورستان آنها آلوده به اين بيماري باشند.
6- زنبورهاي نر كه آزادانه به داخل كندو رفت وآمد مي كنند موجب انتقال بيماري مي شوند.
7- استفاده ازموم كندوهاي بيمار براي ساختن موم پرچ شده.
8- غارت جمعيتهاي ضعيف وبيمار به وسيله جمعيتهاي قوي باعث انتقال بيماري به كندوي قوي مي شود.
9- بعد ازمهاجرت دراثر ورود اشتباهي زنبورها به كندوهاي مجاور در صورتي كه آلوده باشند مي توانند كندوي جديدراآلوده كنند.
نشاني هاوتشخيص درمانگاهي بيماري:
لاروها تقريبا“ درسن 3-2 روزگي به اين بيماري حساس ترند.بيماري تا موقعي كه درپوش حجرات بسته گردد ادامه خواهدداشت ومرگ لارو درموقعي كه درپوش سلولي بسته مي شوداتفاق مي افتد وسرآنها به طرف بالا و درپوش حجره مي باشد، بدين معني كه مرگ وميرلاروها معمولا“ درمرحله پيش شفيرگي است ولي درمرحله شفيرگي نيزممكن است پيش آيد. لارو كه درحالت سلامت به رنگ سفيد صدفي است ؛ درموقع ابتلا به بيماري تغييررنگ داده كم كم زردقهوه اي مي شود. درپوش حجرات كه درحالت طبيعي كمي محدب وبه رنگ قهوه اي روشن هستند در لاروهاي بيمار مرطوب ؛ فرورفته وتيره رنگ مي گردند. زنبورهاي بالغ باتشخيص چنين حجراتي درپوش آنهارابه منظورخارج نمودن لاروهاي بيمار و مرده سوراخ مي نمايند. به اين دليل است كه شان آلوده برخلاف شان سالم كه درطي مراحل مختلف رشد لارو تقريبا“ يك دست است خيلي نامنظم به نظر مي رسند و ظاهرشان چنان مي نمايد كه تخم كذاري نامرتب انجام شده ودراين حالت اگرشان رانگاه كنيم حجراتي بادرپوش هاي باز، بسته، درپوشهاي تغييررنگ داده ومقعر و درپوش هاي سوراخ شده خواهيم ديد. لاروهاي مرده شروع به گنديدن نموده تيره رنگ مي گردند و بوي مخصوصي ازآن ها استشمام خواهدشد. اين بو بعضي اوقات تاموقع خشك شدن لاروممكن است باقي بماند. دراين مرحله اگرچوب كبريتي رابه داخل حجره فروبرده كمي بپيچانيم وبيرون بكشيم، رشته كشدارتقريبا درازي حداكثربه طول 5/2 سانتي متر به دنبال چوب كبريت كشيده خواهد شد كه يكي ازعلائم بسيارمشخص بيماري است ، اين مرحله، مرحله كشدار ناميده مي شود حالت مزبور در لوك اروپايي نيزممكن است ديده شود ولي رشته اش خيلي كوتاهتراست . بالاخره پس ازحدوديك ماه يابيشترلاروخشك شده، فلس مانند گشته به ته حجره مي چسبد، درصورتي كه لارودرحالت شفيره اي ازبين رفته باشدزبان لاروبه طوربرجسته ازكف حجره نمايان ميگردد. اين حالت نيزيكي ازعلائم مشخص بيماري ميباشد.
كنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي:
روشهاي مختلفي به منظوركنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي توسط زنبورداران به كاررفته است ، به پاره اي ازاين روشهااشاره ميشود:
1- تكان دادن( رهاسازي )
به دوروش انجام ميشود:
روش اول : يک هفته بعد از اولين درمان داروئي و دقيقاً قبل از دومين درمان توسط شربت حاوي دارو رهاسازي انجام ميشود. يعني درمان دوم در كندوي جديد يا كلني رها سازي شده از شر اسپور ها انجام خواهد شد. دقت در هنگام عمليات رها سازي ضامن موفقيت است. عمليات بايد در روز روشن و در هنگام فعاليت زنبوران، انجام شود.
روش دوم – زنبوران رابه داخل يك جعبه ( كندوي خالي ) تكان ميدهندچندين ساعت دراين جعبه نگهداري ميشوندتاآخرين ذرات عسل آلوده راكه باخوددارندمصرف كنند؛ سپس آنهارابه داخل كندوهايي كه قابهاي تازه موم كشي شده دارندتكان ميدهند.
2-كشتن وسوزاندن زنبوران:
بهترين ومؤثرترين راه مبارزه بالوك آمريكايي ، كشتن تمام كلني هاي آلوده وضدعفوني وسائل وكندوهاي مربوطه باشعله افكن مي باشد.
دارودرماني:
بیماری کیسه ای نوزادان
در سال 1917میلادی اولین بار بیماری ویروسی تحت عنوان بیماری کیسه ای نوزادان تشخیص داده شد.این بیماری عموما لاروهای 4-2 روزه را مبتلا میسازد و سبب تلف انها می شود.لاروهای دو روزه از سایرین حساستر هستند.محققین عامل بیماری را ویروس پالش پذیر اعلام نموده اند.عامل بیماری احتمالا همراه غذا وارد دستگاه گوارش لار شده و تولید بیماری میکند.ویروس حداکثر مدت سه هفته در بدن لارو یا داخل عسل زنده باقی می ماند.زنبوران جوانتر اغلب در هنگام حمل و نقل لاروهای تلف شده ویروس عامل بیماری را کسب نموده و انها را در زمان تغذیه سایر لاروها همراه ترشهات غددی به انها منتقل میسازند.
علائم:
لارو ها قبل از دوره شفیرگی تلف می شوند و معمولا در زیر پوست انها مقدار قابل توجهی مایع جمع می شود و سپس انها تلف می شوند و در این حالت شکل کیسه به خود می گیرند.از علائم دیگر این بیماری می توان به این نکته اشاره کرد که قبل از مردن لارو پوست بدنش از قسمت پشتی و از ناحیه چشمها تیره میشود و به مرور در قسمت عقب ادامه می یابد.گرچه تیره شدن رنگ پوست در لاروها صورت می گیرد ولی در مورد بیماری کیسه ای نوزادان این حالت بسیار سریع شروع می شود.بیماری غالبا در بهار شایع شده ئ در تابستان بر طرف می شود.لاروهای تلف شده به شکل خاصی در داخل حجرات قرار می گیرند.به این معنی که اگر درب حجرات به وسیله چوب کبریتی باز شود سر لارو به طرف بالا برگشته و قسمت پشتی لارو که با کف حجره تماس دارد کاملا پهن شده است.
درمان:
به طور کلی درمان عفونتهای ویروسی با مواد شیمیایی مشکل تر از درمان عفونتهای باکتریایی است.به طور کلی هیچ روش قابل قبولی برای درمان عفونتهای ناشی از ویروس کیسه ای نوزادان وجود ندارد.


عنکبوتیان یا ارکنیدها
عنکبوتیان از دیگر افات زنبور عسل می باشند.این جانوران بی شاخک بوده و واجد چهار جفت پا و بدنی دو قسمتی هستند.ضمائم دهانی انها شلیسر نامیده میشود.چندین نوع از عنکبوتها تار می تنند و زنبور عسل را شکار کرده و از ان تغذیه میکنند.تعدادی دیگر ممکن است بر حسب اتفاق خارج از کندو افت زنبورها شوند.همه عنکبوتها شکارچی هستند و عمدتا از حشرات تغذیه می کنند.عنکبوتهای جهنده (سالتیکوس)نیز افات زنبوران عسل هستند .این عنکبوتها تار نمی تنند بلکه لانه های ابریشمی میسازند.اعضائ این خانواده به طور وسیعی در همه جا پراکنده اند و با جهش به طرف طعمه رفته و به کمک چنگالهای خود ان را شکار میکنند.بعضی از انها نسبتا بزرگ هستند.برخی از عنکبوتها به زنبورهایی که دو برابر خود هستند حمله کرده و روی انها باقی میمانند تا بمیرند.برای کنترل این عنکبوتها باید لانه هایشان را نابود ساخت و خروجی های کندو را بازرسی کرد.

گرگ زنبوران
زنبورانی انفرادی هستند که زمین را حفر میکنند.گونه هایی از انها زنبوران عسل را برای تغذیه لاروهایشان مورد استفاده قرار می دهند.گرگ زنبور اروپائی (فیلانتوس تری انگلوم)از مخربترین زنبوران این جنس هستند .خاکستر و تفاله زغال سنگ بهترین محل برای اشیانه سازی این زنبور است.گاهی در خاکهای شنی /شکاف خیابانهای سنگفرش شده و پی دیوار خانه ها نیز اشیانه میسازد.گرگ زنبوران زنبوران کارگری را که روی گلها مشغول یافتن غذا و جمع اوری شهد هستند و یا زنبوران حامل شهد را در مدخل کندو شکار میکنند.
سودمند ترین روش برای مبارزه با این زنبورها این است که محل اصلی اشیانه هایشان را خاکریزی کرده و چمن بکارند.کشتن لاروهای فیلانتوس د رداخل خاک با استفاده از مواد شیمیایی مشکل است. زنبورهای بالغ را میتوان در فصل جمع اوری مواد غذایی با ریختن دی سولفید/پارا دی کلرو بنزن ویا تترا کلرواتان در سوراخ لانه هایشان از بین برد.
سوسک کوچک کندو:
مقدمه:
سوسك كوچك كندو (آتينا توميدا) كلني هاي زنبوران عسل دنيا را در معرض تهديد قرار داده، تا كنون در كشور ما گزارش نشده است. منشأ اوليه اين آفت آفريقاي جنوبي بوده ، سپس شمال آفريقا و بعد آمريكاي شمالي و استراليا را آلوده نموده است. حضور آن تهديد مهمي براي كلني هاي زنبور عسل و ضربه مهلكي بر زنبورداري خواهد بود. دوره توليد مثل آن شامل چهار مرحله و مبارزه با آن كاري سخت به نظر مي رسد. مصرف محصولات شيميائي، نه تنها براي زنبوران بلكه براي محيط زيست زيان آور بوده و مسئله باقيمانده ها در محصولات كندو را تشديد خواهد نمود. مسئولين بهداشتي زنبور عسل اروپا مي گويند اگر بخواهيم اين طاعون به اروپا نرسد، ضروري است تمام واردات زنبور عسل از مناطق آلوده ممنوع اعلام شود. پروژه هاي تحقيقاتي در سطح بين الملل با هدف بررسي استراتژي مبارزه با اين آفت در حال اجراء است. آتينا توميدا موري نام علمي اين انگل است، كلني هاي آفريقا را آلوده نموده و روش هاي مقابله با آن موفقيت آميز نبوده است. زنبوران عسل عليه اين مزاحم يك استراتژي اختصاصي مقابله را طراحي نموده اند كه با حبس انگل در زندان بره موم و با خارج كردن تخم ها و لاروهاي ريز از كندو همراه است. در سال 1996 اين آفت در آمريكا مشاهده گرديد و بطور جدي كلني هاي زنبوران عسل را در سراسر دنيا مورد تهديد قرار داد. بر خلاف زنبوران عسل آفريقائي، زنبور عسل اروپائي در مقابل اين آفت بدون دفاع است. تجارت جهاني زنبوران و محصولات آن موجب ورود سوسك كوچك كندو به مصر، استراليا و كانادا شده است.
دوره توليد مثل :
سوسك هاي ماده در داخل سوراخ ها و منافذ كندو بعنوان پناهگاه، تخم گذاري كرده بعد از 3-2 روز لاروها متولد مي شوند، در طول 16-10 روز با تغذيه از گرده ها، لاروها و تخم هاي زنبورعسل و همچنين عسل، سلولها ( ديواره ها و سقف) را تخريب مي نمايند. در نتيجه عسل از سلولها بيرو ن ريخته ، كندو را آلوده و چسبناك مي نمايد، سپس لاروهاي آفت كندو را ترك كرده تا در داخل خاك دوره شفيره اي را كه 28-21 روز به طول مي انجامد، بگذرانند. با اين وجود انگل مي تواند اين دوره را در داخل كندو نيز، طي نمايند.
خسارات وارده به كندوهاي زنبورعسل :
لاروهاي اين انگل خسارات اصلي را وارد مي كنند. آنها تونل هايي را در بين شان ها ايجاد كرده، و از تخم ها و لاروهاي زنبورعسل براي تغذيه استفاده مي نمايند كه منجر به تخريب سلولهاي نوزادان و حجرات عسل مي شود. عسل ذخيره از سلولها ي تخريب شده سرازير گرديده، قابها را بهم مي چسباند، عسل با مدفوع لاروهاي انگل آلوده شده، تخمير مي شود و شان هاي تخريب شده فرو مي ريزد. درجه تخريب در يك كلني بستگي به تعداد لاروهاي موجود دارد . اگر آلودگي شديد باشد احتمال زياد دارد كه كلني بطور كلي نابود شود. قابهاي عسل خارج شده از كندو كه براي عسل گيري نگه داري مي شوند، در معرض حمله سوسك كوچك مي باشند. آنها با پرواز مي توانند به قابها دسترسي پيدا كرده و در آن تخم گذاري نمايند. قابهاي عسل آلوده شده و عسل ها تخمير و غيرقابل مصرف مي شود. نشان داده شده كه اين انگل كلني هاي زنبوران بدون نيش را نيز مورد حمله قرار داده ، اين كندوهاي بي دفاع به سرعت از پا درمي آيند.
توزيع جغرافيائي:
اين انگل اولين بار در سال 1867 شناسائي شده است. مناطق حاره و شبه حاره واقع در جنوب صحراي آفريقا منشأ اين آلودگي بوده است. از سال 1940 بعنوان انگل زنبورعسل شناخته شده است.
آتيناتوميدا در آمريكا ديده شده ولي هنوز در اروپا مشاهده نگرديده، اگر بخواهند كه اين انگل وارد اروپا نشود ضروري است كه تصميماتي اتخاذ شود مخصوصاً تمام واردات زنبورعسل از كشورها و مناطق آلوده ممنوع شود. در سوئيس واردات زنبور عسل تابع دستورالعمل خاصي است و هيچ وارداتي از آفريقاي جنوبي، مصر، آمريكاي شمالي و استراليا مجاز نمي باشد، با اين وجود واردات مقادير زياد زنبور عسل بصورت غيرقانوني وجود دارد. كساني كه كه به اين كار دست مي زنند زنبورداري سوئيس را به خطر انداخته، چون هيچ تضمين بهداشتي براي بهداشت زنبوران از مبادي ورودي وجود ندارد. اگر اين انگل روزي به اروپا وارد شود پيشگيري و درمان كلني ها ضروري و بسيار سخت خواهد بود. فقط كلني هاي قوي با يك جمعيت بالاي داراي جمعيت نظافت گر در كندو قادر خواهند بود عليه مهاجمان اقدام نمايند. عسل بايد هرچه سريعتر برداشت شود و از كندو دور شود. در آمريكا زنبورداران عليه اين آفت جديد برخي از سموم را بكار مي برند. خاك حوالي كندوها نيز بايد با يك حشره كش ضدعفوني شود. متوسل شدن به مواد شيميائي دو ضرر دارد از يك طرف ايجاد باقيمانده در عسل و ساير محصولات كندو و از طرف ديگر احتمال زياد دارد كه انگل به آن مقاوم شود. پروژه هاي تحقيقاتي موجود در سطح بين المللي كه در تمام انستيتوهاي زنبورداري اروپائي اجراء مي شود بدنبال پيدا كردن شيوه جديد مبارزه هستند بايد اميدوار بود كه اين كار قبل از حضور آتيناتوميدا در اروپا به نتيجه برسد. چه مي توان انجام داد ؟ از محدوديت واردات، مهمتر آموزش است. بعلاوه جا دارد خطر ناشي از واردات محصولات زنبورعسل و واردات غيرقانوني زنبور را ياد آوري نمود.
رتیل باغی
دومین خانواده از عنکبوتها که عمدتا از افات زنبور عسل به شمار میروند خانواده رتیل باغی یا عنکبوت خرچنگی (تومیسیده)است این عنکبوتها کوتاه /پهن وتا اندازه ای شبیه به خرچنگ می باشند.پاهای خود را خرچنگ مانند نگه می دارند و اغلب به پهلو یا عقب عقب راه می روند. این نوع عنکبوتها تار نمی تنند.بعضی از انها برای یافتن صید به جستجو می پردازند.اما بیشتر انها مخصوصا روی گلها یا اطراف ان به کمین مینشینند و زنبورها و مگسهایی که از خودشان بسیار یزرگترند را گرفته و با زهر خودشان سریعا ناتوان میسازند.
کنترل عنکبوتها معمولا ضروری نیست .توصیه میشود که تارهای عنکبوت از اطراف کلنی های فعال زنبور عسل زدود.
عنکبوتهای کروی
در میان عنکبوتها بدترین دشمنان زنبور عسل در دو گروه بزرگ عنکبوتهای کروی و رتیل باغی قرار دارند.عنکبوتهای کروی جثه ای بزرگ دارند که تارهای بزرگ و غالبا زیبا میسازند.عنکبوتهای کروی برای زنبوران عسل خطرناکترین نوع این جانوران به حساب می ایند.
زنبوران زرد
زنبوران زرد شکارچیان مهم زنبور عسل محسوب نمی شوند.گزارشاتی دال بر مورد تهاجم قرار گرفتن زنبور عسل به طور انفرادی توسط زنبوران زرد وجود دارد اما به طور کلی تجاوز زنبوران زرد جزئی است.
کنترل:
در برخی از کشورها از زرات گوشت قرمز یا ماهی که به یک توپنخی متصل شده است به عنوان طعمه استفاده میشود تا بتوان زنبور شکارچی را به این ترتیب دنبال کرد بعد از شناسایی اشیانه زنبور بلورهای نیترات امونیوم در مدخل اشیانه سوزانده می شود تا گاز اکسید نیتریت که زنبورها را نابود می کند ایجاد شود.
![]()

مورچه ها
مورچه ها یکی از موفقترین حشرات هستند که علی رغم کوچک بودن جثه تعداد زیاد و رفتارشان انها را جزئ مهمترین غارتگران قرار داده است.مورچه ها بیشتر در نواحی نیمه گرم و گرمسیری دیده می شوند.حمله مورچه ها بخصوص به کندو های زنبور عسل می توانند یک مشکل اساسی محسوب شوند.مورچه ها در گروه های ده و صد هزار تایی به جستجوی غذا می پردازند و در مدت چند ساعت میتوانند یک زنبورستان را تخریب کنند.تعدادی از مورچه ها تحت عنوان مورچه نجار به داخل قسمتهای چوبی کندو نفوذ کرده موجب خسارت در ساختمان کندو می شوند و برخی به عسل ذخیره شده در کندو ها نیز حمله می کنند.
دفاع زنبور در مقابل مورچه:
گاهی زنبور به دفاع در مقابل حملات مورچه ها به کندو میپردازد .بال زدن رفتار دفاعی زنبور است.بدین منظور زنبور بر میگردد و بال می زند و برخورد هوا به مورچه باعث خروج ان از کندو میشود.
کنترل:
در مناطقی که مورچه مشکل دائمی زنبوران است میتوان از حشره کش به صورت پودر یا اسپری استفاده کرد.کلردان معمولترینن ماده شیمیایی است که برای کنترل مورچه ها در زنبورستان استفاده میکنند.باید اشغالها و چوبهای پوسیده و علفهای بریده شده را جمع کرد و از زنبورستان بیرون برد تا امکان لانه سازی مورچه کاهش یابد.

اخوندک:
آخوندَک یکی از حشرات از راسته مانتودئا (Mantodea) تیره آخوندکها (Mantidae) است. این حشره به نامهای فالبین و قاطرکُش نیز معروف است چون از آب دهان این حشره قاطر مسموم میشود.آخوندک حشرهای است باریک و کشیده. وقتی که آرام میایستد پاهای خود را مانند دو دست به سمت جلو نگه میدارد. این حشره بسیار خونآشام است او حتی به همجنسهای خود هم رحم نمیکند. آخوندک تنها حشرهای است که قادر است سر خود را به اطراف بچرخاند. هرگاه مگسی به نزدیک این حشره بیاید دستها را به سویش دراز میکند آن را میگیرد و سپس آرام آرام به خوردنش مشغول میشود. آخوندک دارای ۸۰۰ گونه است. ۲۰ نوع از آنها در آمریکای شمالی یافت میشود که همگی بالهایی به رنگ قهوهای یا سبز و اندامی حدود ۵ سانتیمتر دارند.



بالغشائیان
بالغشائیان شامل زنبوران عسل و زنبورهای انفرادی یا نیمه اجتماعی و مورجه ها و زنبورهای سرخ و زرد هستند.عده بسیاری از این حشرات می توانند از اغات مهمی برای زنبوران تلقی شوند که ذیلا به شرح برخی از انها پرداخته می شود.
بید کله مرده
نوع دیگری از بیدها وجود دارد که به بید کله مرده مشهور است.این بید ساختمان کتینی مخصوصی در ناحیه پشتی دارد.کندوهای زنبور عسل در بعضی از نقاط جهان مورد تجاوز این نوع بید قار میگیرند که اختصاصا از شیره گیاهان و شهد و عسل تغذیه می نمایند.اسم عامیانه انها از نقشی که بر روی پشت انها وجود دارد و شبیه سر مرده می باشد گرفته شده است.
زیست شناسی:
این بید دارای اندازه ای متوسط بوده و بدنی تو پر دارد و بالهای قدامی ان به ئرنگ خاکستری تیره و بالهای عقبی ان به رنگ زرد میباشد.همچنین دو نوار تیره در قسمتهای راس بالها دارد.بیدهای بالغ عمدتا از شیره هایی که هز تنه درختان جاری میشود تغذیه کننداما ممکن است شهد یاعسل موجود در کندو های زنبور عسل را نیز بخورند.
بید موم خوار کوچک
بید موم خوار کوچک اکروئیا گریسلا به طور پراکنده در نواحی معتدل و گرم جهان وجود دارد.
زیست شناسی:
بید موم خوار کوچک و بزرگ از لحاظ ظاهر و رفتار حتی هنگامی که نوع اخیر به دلیل تغذیه ناقص رشد نکرده به سادگی از هم قابل تشخیس هستند.اکروئیا گریسلا وقتی در مرحله بلوغ است کوچک و باریک بوده بدنش به رنگ نقره ای خاکستری تا نخودی و سرش کاملا مشخص و به رنگ زرد است.طول بدن نرهای بالغ حداکثر به 10میلیمتر میرسد.بیدهای ماده معمولا کمی بزرگتر بوده و حداکثر13میلیمتر میباشد.بید موم خوار کوچک 6/1تا10/1 وزن بید موم خوار بزرگ است.

آفات و غارتگران زنبور عسل
حشرات و عنکبوتیان
حشرات
بیدها
تعدادی از گونه های بید به فراورده های زنبور عسل گرده و موم حمله میکنند.از جمله میتوان بید موم خوتر بزرگ و بید موم خوار کوچک را نام برد.نام علمی این دو به ترتیب گالریا ملونلا و اکروئیه گریسلا است.پروانه موم خوار بالغ زیانی به بار نممی اورد بلکه لارو پروانه موم خوار خسارت عمده ای را به بار می اورد.به این جهت ان را کرم موم خوار می نامند.
بید موم خوار بزرگ
بید موم خوار بزرگ تقریبا مهمترین افت فراورده های زنبور عسل است.هر سال این حشره زیانهای جدی به بار میاورد.هر گاه جمعیتهای زنبور عسل در اب و هوای گرم ضعیف شوند یا بمیرند لارو های این بید شانهای کندو را می خورند و ان رابه رشته های در هم پیچیده و توده ای درهم بر هم تبدیل می کنند.
بيولوژي:
گسترش جغرافيايي اين آفت به زنبوران عسل وابسته است. با توجه به ناتواني بيد موم خوار در تحمل سرما گسترش آن محدود مي شود. به اين دليل است كه حمله بيد موم خوار در مناطق مرتفع از شدت كمتري برخوردار است يا اصلاًرخ نمي دهد. لارو آفت با تغذيه از موم ها، قابها را نابود مي كند. حشرة بالغ از موم تغذيه نمي كند ولي مي تواند همانند لارو برخي عوامل بيماريزاي زنبور عسل را منتقل كند(مثل لوك). مدفوع بيد موم خوار در كلني هاي مبتلا به لوك حاوي تعداد زيادي اسپور پاني باسيلوس لاروا (عامل لوك)مي باشد.
مراحل رشد
اين پروانه داراي چهار مرحله رشد است شامل تخم، لارو، شفيره و حشرة بالغ. هنگامي كه درجه حرارت خيلي پايين بيايد يا غذايي موجود نباشد اين مراحل متوقف مي شود. لذا بسته به درجه حرارت و غذا اين مراحل مي تواند بين 6 هفته تا 6 ماه به طول انجامد. بر اساس منابع موجود اين آفت زمستان را در مراحل تخم، لارو يا شفيره سپري مي نمايد.
تخم:
پروانه ماده تخم ها را به صورت چند تايي در شكاف هاي كندو در جاي تاريك مي گذارد تا مانع دسترسي زنبوران شود. هر پروانه حدود300 تخم مي گذارد. تخم بعد از 8-5 روز تبديل به لارو مي شود،
لارو بيد موم خوار
لارو:
لاروهاي جوان بعد از خروج از تخم، در بين حجرات مومي خزيده بلافاصله شروع به تغذيه و توليد تونل هاي تغذيه اي ابريشمي بر روي موم ها مي نمايند. آنها در خوردن و رشد كردن ماهر هستند سرعت رشد مستقيماً به درجه حرارت و ميزان تغذيه بستگي دارد. در شرايط ايده آل وزن لارو هر روز به دو برابر افزايش ميابد. گرماي متابوليكي حاصله از رشد سريع باعث افزايش درجه حرارت در پيله مي شود. لاروها داراي سرسياه رنگ و سه جفت پا مي باشند. لارو علاوه بر موم ناخالصيهاي موجود در آن از جمله پيله لاروهاي زنبور عسل، مواد دفعي زنبور و همچنين گرده موجود در حجرات مومي را مصرف مي كند. لاروهايي كه در موم خالص (قاب تازه) پرورش يابند رشدشان كامل نمي شود. قابهاي سياه و كهنه كه حاوي شفيره باشند بيشتر در معرض حمله هستند.
تونل هاي تغذيه اي ابريشمي:
در پايان مرحله لاروي، لارو يك پيله ابريشمي محكم در محل مطمئني از قابهاي چوبي، يا در ديواره كندو يا در صندوق نگهداري قابها بدور خود ايجاد مي كند. معمولاً لارو پيله خود را در منافذ كندو مي بافد.
شفيره:
مرحله سوم يا شفيرگي مرحله واسط بين لارو و پروانه بالغ است. بعد از اينكه لارو به حد كافي از رشد رسيد در كف كندو يا روي قاب به دور خود يك پيله ابريشمي مي بافد كه به سختي به قاب يا بدنه كندو چسبيده است. پيله در حفره اي قايق مانند كه لارو در روي چوب ايجاد كرده قرار دارد. اين ضايعات در كندوها مدتها بعد از خروج پروانه باقي مي ماند. در داخل پيله ، لارو تبديل به شفيره گرديده و شفيره در عرض يك هفته و حداكثر در عرض 2 ماه به حشره بالغ تبديل مي شود.
حشره بالغ:
حشره نر اندكي كوچكتر از ماده است و با داشتن دالبر در لبه بالها از حشره ماده قابل تشخيص است. در كندوهاي آلوده مي توان مراحل مختلف رشد، تونل هاي ابريشمي بر روي قابها، مدفوع سياهرنگ و پيله هاي چسبيده به قابها را مشاهده نمود. اندازه حشره بالغ به تركيب غذا در مرحله لاروي و طول مراحل مختلف رشد بستگي دارد. ماده ها بين 4 تا 10 روز بعد از خروج از پيله شروع به تخمگذاري مي نمايند. به اين منظور پروانه هاي ماده در هنگام غروب و تاريكي تلاش مي كنند تا وارد كندو شوند. اگر كلني به حد كافي قوي باشد كه مانع ورود آن به كندو شود، بيد موم خوار تخم هاي خود را خارج از كندو و در شكاف چوبهاي آن خواهد گذاشت.
روش هاي كنترل بيد موم خوار:
• لازم است تمامي كلني هاي زنبورستان از نظر جمعيت قوي نگهداشته شوند. (زنبور عسل خطرناكترين دشمن بيد موم خوار است).
• هرگز قابهاي مومي و موم ها در كندوهاي بدون جمعيت نگهداري نشوند.
• آلودگي هاي انگلي مخصوصاً واروا در زنبورستان كنترل شود.
• ضروري است بعد از حمله بيد موم خوار تخم هاي موجود در قابها حذف شوند. به اين منظور لازم است تونل هاي ساخته شده توسط آفت را با كاردك خراب نمود،با اين كار زنبوران به تخم ها دسترسي پيدا كرده و آن ها را از كندو خارج كنند.
ضروريست كه ذخيره غذايي كندو به طور منظم در طول فصول گرم بازديد و بررسي شوند. خلاصه روش هاي مبارزه با بيد موم خوار در جدول پيوست ديده مي شود.
روشهاي بيولوژيكي:
اسپور باسيلوس تورنژنسيس
اين باكتري در سال 1911 كشف شد و سالها براي حفاظت از گياهان به كار رفته است. اين باكتري تحت عنوان محصول تجاري B-401 اختصاصاً براي مقابله با بيد موم خوار انتخاب شده است. باكتري اسپوري توليد مي كند كه حاوي سم يا توكسين است. زماني كه لارو اين اسپور را بلع مي كند توكسين آزاد گرديده و به ديواره روده آسيب وارد مي كندكه منجر به مرگ لارو مي شود. اين باكتري براي مهره داران(انسان و دام) و زنبوران عسل بي ضرر است و هيچ باقيمانده اي در موم يا عسل به جا نمي گذارد.

مسمومیت با سموم دفع افات نباتی
بسیاری از افت کشها و علف هرزکشهای اختصاصی واجد اثرات مضر و مهلکی بر روی زنبوران عسل می باشند.عموما افت کشها دارای اثرات مختلفی مانند:حشره کشی و جرب کشی و کرم کشی و...هستند و همچنین مکانیسم اثر این سموم با یکدیگر کاملا متفاوت است.برخی از سموم تماسی هستند یعنی از طریق جلد جذب می شوند.برخی به طور سیستمیک و برخی از طریق گوارشی جذب میشوند.عده ای از انها سریع الاثر و عدهای دیگر در مدت زمان طولانی تاثیر خود را میگزارند.همچنین این سموم از نظر ترکیبا ت شیمیایی نیز با یکدیگر متفاوتند که می توانند از گروه سموم فسفره و کلره و کاراباماته و...باشند.از نظر تاثیر این سموم بر روی زنبور عسل میتوان انان را به سه گروه تقسیم نمود:
1- ترکیبات بسیار سمی و خطرناک
2-ترکیبات متوسط
3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر
1-ترکیبات بسیار سمی و خطرناک
که برخی از این مواد شامل امینو کارب/ازینفوس/مالاتیون/پرمترین/فسفامیدون و پروپوکسور می باشند.
2-ترکیبات متوسط
ترکیباتی مانند د.د.ت :نیکوتین/دیوکساکارب و... در این گروه می باشند.
3-ترکیبات بی خطر یا کم خطر
از حشره کشهای این گروه می توان به امیتراز/تمفوس و دیوکساتیون اشاره نمود.
گفته میشود که خطرناکترین سموم برای زنبور عسل ترکیبات ارسنیکی هستند ولی به هر حال چنانکه اشاره شد ترکیبات فسفره و جیوه دار و همچنین ترکیبات کلره نیز از سموم قوی و خطرناک محسوب میشوند.ترکیبات ارسنیکی را زنبور عسل همراه با گرده گل به کندو وارد کرده و باعث مسمومیت زنبورهای جوان یعنی پرستارها حتی لاروها می گردد.سموم حشره کش تماسی حداقل این مذیت را دارد که به محض تماس با بدن زنبورها بالهایشان فلج شده و از این رو زنبور روی درخت میمیرد و فرصت برگشتن به کندو و الوده و مسموم نمودن سایر زنبورها و لاروها را ندارد.
خانواده میمونیان
گیاه گل انگشتانه به عنوان گل زینتی است که حاوی 12 گلیکوزید قلبی است.در جایی که منحصرا گل انگشتانه کاشته می شود گرده ان زنبور را مسموم میکند.همچنین گاهی گیاهان به طریق مکانیکی سبب مرگ زنبور میشوند.دیده شده است که چندین نوع گیاه با چسب یا تار و گودالهای پر از مایع یا از طریق بستن گلهایشان زنبورها را به دام انداخته اند.وجود 4-2 درصد گالاکتوزید در شربت50درصد زنبوران را میکشد.