شکارچیان زنبور عسل-شکارچیان غیر عمده  دارکوبها(سبز و زنگارنگ)

شکارچیان غیر عمده

دارکوبها(سبز و زنگارنگ)

 این گروه از پرندگان خانواده وسیعی دارند که بیشتر انها مهاجرند. دو گونه انها تحت عنوان دارکوب سبز و دارکوب رنگارنگ در بسیاری از کشورهای جهاناز افات غیر عمده زنبور عسل تلقی میشوند.  

                     

شکارچیان زنبور عسل - پرندگان زنبور خوار

شکارچیان زنبور عسل

 پرندگان زنبور خوار

 پرندگانی که به زنبور عسل حمله میبرند در سه گروه تقسیم شده است:

1-شکارچیان عمده زنبور عسل

2- شکارچیان غیر عمده زنبور عسل

3-سایر شکارچیان زنبور عسل

بیماری ناشی از عنکبوتیان-جرب تروپيلا


جرب تروپيلا

 تروپيلا جرب یا مایت جلدي زنبور عسل است، درست قبل از بسته شدن درب حجره وارد حجرات شفيره شده، در آنجا شروع به توليد مثل كرده و از همولنف تغذيه می نماید. يك دوره كوتاه بر روي زنبوران بالغ زندگی میکند و بعد از مدت كوتاهي باعث از بين رفتن كلني مي شود.

اپيدميولوژي:

اين جرب اولين بار در فيليپين توسط دلفينادو و بيكر (1961) بر روي آپيس ملي فرا شناسايي و توصيف شد. بعداً بر روي ساير گونه هاي آپيس ديده شد. در هندوستان اين جرب باعث تلفات 50% شفيره هاي زنبور عسل شده است كه اين وضعيت در فيليپين نيز مشاهده شده است. در ديگر كشورهائيكه آپيس ملي فرا بومي است، تروپيلا كلارا به عنوان يك آفت جدي كه كنترل آن ضروري است مطرح مي باشد.

سبب شناسي:

جنس تروپيلا متعلق به خانواده لالاپيده است كه شامل دو گونه، تروپيلا كلارا و تروپيلا كونيگروم است. گونه كونيگروم مختص آپيس دورساتا است و در سريلانكا ديده مي شود.

سيكل زندگي:

شيوه زندگي اين جرب خيلي شبيه واروا است ولي دوره بلوغ كوتاه) يك هفته (دارد. تروپيلا در داخل حجره شفيره با سوراخ كردن پوست و خوردن همولنف زندگي مي كند. در هر سلول يا حجره مومی، اندکی قبل از بسته شدن سر حجره، يك و گاهي تعدادي جرب ماده (تا 12 جرب) وارد مي شوند. هر جرب يك تا چهار تخم بر روي لارو بالغ یا شفیره مي گذارد. اين انگل همانند واروا سلول هاي نر را ترجيح مي دهد. نوزادان جرب معمولاً شامل يك نر و چند ماده هستند كه با تغذيه از شفيره خسارت زيادي را به آن وارد مي آورند. بعد از يك هفته ، جرب هاي بالغ و ماده تخمگذار، به همراه زنبور تازه متولد شده، از حجره خارج و به دنبال ميزبان جديد می روند. دوره بلوغ و اقامت كوتاه بر روي زنبوران بالغ باعث تكثير سريع آن شده به طوريكه سرعت تكثير تروپيلا را 25 برابر واروا ذكر كرده اند. زمانيكه دو جرب (تروپيلا، واروا) يك كلني را آلوده نمايند، تروپيلا از واروا پيشي مي گيرد. اگر دو جرب وارد يك سلول شوند، فقط نسل تروپيلا باقي خواهد ماند. دوره انگلي بر روي زنبوران بالغ در شناخت زندگی جرب مهم است، این دوره 2-1 روز است. برخی معتقدند که تروپيلا نمي تواند بدن زنبوران بالغ را سوراخ كند. جرب بارور شده اگر بعد از دو روز موفق به تخم گذاري نشود تلف خواهد شد. تحقيقات اخير نشان داده كه اين دوره مي تواند 10-5 روز به طول انجامد. معمولاً 50% لاروهايي كه به تروپيلا آلوده مي شوند زنده نمي مانند،در اثر انجام عمليات بهداشتي سرپوش حجرات توسط زنبوران كارگر سوراخ شده يا برداشته مي شود، تا شفيره هاي آلوده را از حجره خارج نمايند، كه قابل رؤيت است، در نتيجه چهره ی قابِ آلوده از نظر فرم تخم گذاری نامنظم می شود، كه در اثر خارج نمودن شفيره هاي آلوده توسط زنبورانِ كارگر مي باشد. شفيره هاي تلف شده در داخل حجرات، متورم و برآمده جلب نظر مي كنند. خيلي از زنبوران بد شكل شده، داراي اندام غير طبيعي، بالهاي ريش ريش و بدون پا يا معيوب خواهند بود. برخي از زنبوران مبتلا جلوي دريچه پرواز در حال حركت هستند. تروپيلا با آويزان شدن به زنبوران، مي تواند زنبوران ديگر را آلوده كند. برخي از زنبوران آلوده ی فراري جرب ها را به محل جديد منتقل مي كنند. تروپيلا در درجه اول انگل شفيره زنبور عسل است و احتمال مي رود كه از خون زنبور بالغ نيز تغذیه کند. اين انگل ها در شفيره هاي كارگر و نر توليد مثل مي نمايد اگر چه شفيره هاي نر را ترجيح مي دهد (به ميزان سه برابر. (.ميزان آلودگي در شفيره هاي نر و شفيره هاي كارگر به ميزان 90% مي رسد. زمانيكه دو سوم شفيره ها سرپوشيده مي شوند، حدود 4-1 ماده بارور وارد شفيره مي شود. برخي از محققين پنج مرحله در رشد بدن يا اندازه جرب هاي ماده تشخيص داده اند كه با نحوه ی تغذيه بستگي دارد و قبل از تخمگذاري رخ مي دهد. اولين تخم 50 ساعت بعد از بسته شدن درب سلول گذاشته مي شد و تا 110 ساعت باقی تخمها گذاشته مي شوند. بر اساس نظر كيت پراست (1984) ميانگين زمان براي دوره تخم 1.05 روز، براي لارو 1.85 روز، براي پیش شفیره(پروتونمف) 0.11 روز و براي شفیره (دوتونمف) 3.75 روز مي باشد. با استفاده از اين مراحل اولين جرب 18 روز بعد از تخمگذاري زنبور عسل در حجره مومي، بر روي شفيره ظاهر مي شود. ويوك (1987) كه در افغانستان تحقيق كرده، ظهور اولين جرب را 16 روز بعد از تخمگذاري زنبور اعلام نموده. نسبت نر ها و ماده هاي توليد شده مساوي هستند. هنگام خروج يا تولد زنبور، وقتي درب حجره برداشته مي شود، جرب هاي بالغ به همراه زنبور خارج مي شوند. جرب هايي كه هنوز بالغ نشده اند و جرب هاي نر باقيمانده، زنده نخواهند ماند. جرب هاي بالغ ماده بر روي زنبوران بالغ بيش از 1.4 روز نمي توانند به سر ببرند. بر اساس نظر محققين بيش از 50% جرب هاي ماده دو دوره توليد مثل دارند. در تايلند گزارش شده كه 27% ماده هاي وارد شده به حجرات زنبور، نمي توانند توليد مثل كنند و 2% از آنها فقط توليد تخم هايي مي نمايند كه تبديل به جرب نر مي شوند . ويوك در سال 1987 دريافت كه 18% جرب هاي ماده نمي توانند توليد مثل كنند. حدود 64% ماده ها يك نسل و 33% دو نسل توليد مي كنند (ريتر و اشنايدر 1986. (

گسترش و انتقال:

جرب ماده بالغ عامل ايجاد و گسترش آلودگي مي باشد. تعدادي از جرب هاي ماده در كلني با سرعت زياد و به صورت آزاد در روي قابها در حال حركت مي باشند. برخي به بدن زنبوران بالغ، اغلب در منطقه بين سينه و شكم، چسبيده هستند. بر اساس نظر جانگ و همكاران (1982) اين جرب از همولنف زنبوران بالغ نيز تغذيه مي كنند كه اين نظر مخالف نظر ريتر و اشنايدر (1986 ) مي باشد. بقاي مایت بر روي زنبوران كارگر كه از طريق انكوباتور 35 درجه با 60% رطوبت اندازه گیری شده، حداكثر 3 روز است (ريندر و همكاران 1994 و كيت پراست 1984). بدون غذا مقاومت جرب دو روز است (اگر اوايل 1988 و كويينگر و مظفر 1988 ) . زمان زنده ماندن جرب به وجود زنبوران بالغ بستگي ندارد كه بحث عدم تغذيه از اين زنبوران را مطرح مي نمايد. طريق اصلي گسترش جرب بين كندوها، گريز(فرار) كلني ، گرايش(تمایل به ورود به کندوی دیگر) كلني و غارت ساير كندوها مي باشد.

تشخيص:

اولين علامت آلودگي به تروپيلا کلارا ، رؤيت جرب به طول يك ميلي متر و به رنگ قهوه اي قرمز بر روي زنبوران بالغ است. تروپيلا كونيگروم اندكي كوچكتر و 0.7 ميلي متر است هر دو گونه ی تروپيلا به سادگي و به وسيله ذره بين از واروا قابل تفكيك است. بدن واروا پهن و حركت آن آهسته است ولي بدن تروپيلا كشيده و دارای پوششِ شبيه سپر است. حركت جرب تروپيلا سريع است. ديدن اشكال غير طبيعي، نارس و تلف شده ي شفيره در كندو و وجود زنبوران بالغ با پاهاي تغيير شكل يافته، مخصوصاً حضور جرب ها به رنگ قهوه اي متمايل به قرمز بر روي قابها كه به سرعت در حال حركت مي باشند، نشان دهنده آلودگي مي باشد.
تشخيص سريع آلودگي با باز كردن سر حجره ها و يافتن جرب هاي
نابالغ و بالغ در داخل آن ممكن مي باشد. یا با استفاده از صفحات چسب دار در كف كندو و آزمايش ذرات موجود در روي آن مي توان جرب ها را ملاحظه كرد. گزارش شده كه اين جرب از ايران تاگينه نو در جنوب شرقي آسيا پراكنده است ، وجود اين انگل در ايران هنوز تأييد نشده است. گزارشي از اين جرب از كنیا و افريقا نیز وجود دارد، اما اين آمار نیز بعداً تأييد نگرديده است. اين مایت به آساني به وسيله زنبوران عسل منتشر مي شود. تروپيلا كونيگروم فقط در سريلانكا ونپال ديده شده است. ميزبان طبيعي هر دو گونه جرب زنبور درشت آسيايي Apis dorsata است. بر اساس نظر ريندر و همكاران (1994) اگر به جمعيت تروپيلا كلارا فرصت داده شود به سرعت در كلني گسترش يافته و باعث تلف شدن کلنی مي شود. دركلني هاي آلوده، لاروها و شفيره هاي آلوده در جلو دريچه پرواز ديده مي شوند. زنبوران تازه متولد شده اغلب داراي بالها يا پاهاي ناقص مي باشند شكم نيز داراي شکل تغيير يافته است. شانهاي داراي شفيره يك منظره نامنظم به همراه شفيره هاي ناقص و تلف شده را نشان مي دهند، بر روي بدن شفيره هاي موجود در سلولهاي آلوده (در انتها ها)، اغلب نقاط تيره رنگ به چشم مي خورد. در اين مرحله آلودگي در سلولهاي شفيره توسط زنبوران بالغ تشخيص داده مي شود (ريترو اشنايدر 1986 ). شدت آلودگي در كلني هاي بدون ملكه از كلني هاي داراي ملكه خيلي بيشتر است. براي تشخيص تفريقي تروپيلا کلارا، از تروپيلا كونيگروم بايد دانست كه جرب اخير درآپيس ملي فرا، ديده نمي شود.

روش جمع آوري:

با غلطاندن زنبوران در پودر آرد يا شكر و يا قراردادن آنها در مايع صابون یا الكل ، جمع آوري جرب ميسر است. براي اين كار مي توان به وسيله كشيدن دهانه يك شيشه دهان گشاد بر روي قاب زنبوران حدود 200-100 زنبور را جمع آوري كرده با يك حركت سريع آنها را به ته ظرف ريخته تا حدود 6-3 سانتي متر زنبور در كف شيشه جمع شوند. با اضافه كردن 25 گرم پودر شكر يا ‌آرد، با گذاشتن پارچه توري بر روي شيشه و تكان دادن شيشه بر روي صفحه سفيد، مي توان جرب ها را شمارش كرد. اين كار را چند بار با فاصله دو دقيقه تكرار مي كنيم. همچنین میتوان با ريختن الكل 70%، یا مايع صابون در شيشه بر روي زنبوران، به اندازه اي كه الکل روي آنان را بپوشاند، شيشه را تكان داده و سپس محتواي آن را از يك الك يا از يك پارچه توري گذرانده ، زنبوران در روي الك یا پارچه توري باقي مي مانند و جرب ها كه در روی مايع قرار مي گيرند، شمارش مي شوند.

بررسي كلني و شفيره ها:

روش ديگر براي تشخيص و تعيين سريع آلودگي به تروپيلا آزمايش حجرات شفيره هاي نر و كارگر است که با استفاده از چنگال پولك تراش و برداشتن درب حجرات انجام و مي توان جرب ها را مشاهده كرد. جرب هاي جوان سفيد رنگ و بي حركت در حال تغذيه بر روي لارو ديده مي شوند. اندامهاي دهاني و پاهاي جلويي جرب بر روي بدن شفيره ثابت شده است. با باز كردن تعداد معيني از سلولهاي شفيره درصد سلولهاي آلوده و ميزان آلودگي تعيين مي شود.

آزمايش صفحات چسب دار:

صفحات چسب دار را مي توان با استفاده از مقواهاي پوشيده با وازلين يا ساير مواد چسب دار كه براي زنبوران مضر نباشد، تهيه كرد. مقوا را به اندازه كف كندو بريده و يك قطعه توري يا پارچه توري مثل توري حشرات بر روي صفحه چسب دار قرار مي گيرد. براي جلوگيري از دسترسي زنبوران به اين صفحه لبه هاي توري را بر روي لبه هاي صفحه چسب دار، تا مي كنيم. تشخيص دقيق آلودگي با استفاده از اين صفحات میسر است. لازم است اندازه شبكه هاي توري به اندازه اي باشد كه جرب ها از آن عبور كرده و زنبوران نتوانند به جرب هاي افتاده دسترسي پيدا كنند. صفحات به مدت 3 روز در داخل كلني قرار داده شده و ذرات افتاده بر روي آن مورد آزمايش قرار مي گيرد. براي تشخيص سريع جرب مي توان از دودي حاوي تنباكو (25 گرم) و دميدن در كندو استفاده كرد. بدين روش 6 تا 10 مرتبه در كندو دميده مي شود، درب كندو را به مدت 20-10 دقيقه بسته نگه داشته، بعد از اين مدت صفحه چسب دار را بيرون آورده و جرب ها شمارش می شوند.

درمان:

در روش بيولوژيكي با محبوس كردن ملكه به مدت 9 روز و برداشتن شفيره هاي سر بسته در همان زمان، جرب ريشه كن می شود (تان كاناسينگ و همكاران 1988). گراگ و همكاران (1984) از اسيد فرميك 84% بوسيله فتيله داخل چوب پنبه و آزاد سازي 5 سي سي اسيد فرميك در كلني به مدت 14 روز استفاده كرده است. استفاده از پلت هاي حاوي اسيد فرميك نيز مؤثر بوده است.بايد به خاطر داشت كه ساير جرب هاي مناطق حاره (اُواروا ونگ سيري، واروا آندر وودي ) مي توانند در آينده به آپيس ملي فرا حمله نمايند





بیماری ناشی از عنکبوتیان-بیماری واروازیس

بیماری واروازیس

مقدمه:

واروا اولين بار توسط جاكوبسون در سال 1904 در جزاير جاواي اندونزي بر روي زنبور عسل هندي Apis ceranaمشاهده شد. بين اين انگل و اين زنبور از مدت هاي مديد، همزيستي بوده است.واروا در سال 1964 در زنبور عسل اروپايي ديده شد. از آن زمان انگل با سرعت سرسام آور منتشر شد و واروا در ميزبان جديد با هيچ مانعي براي رشد خود برخورد نكرد. اگر زيست شناسي زنبور عسل اروپايي و زنبور عسل هندي مقايسه شود اين توسعه برق آسا قابل توجيه خواهد بود:در زنبور عسل هندي(دوره تكاملي 17 روز ) واروا نمي تواند  جز در شفيره هاي نر تكثير نمايد. زمان بسته ماندن درب شفيره هاي كارگر در اين زنبور خيلي كوتاه بوده و اجازه نميدهد سيكل توسعه انگل كامل شود. در زنبور عسل هندي ، رفتار جوريدن يا پاك سازي فعال شده است. زنبور با خود جوري انگل را از خود دور ميكند يا با ديگر جوري به نبورآلوده ديگر كمك مي نمايد. در عرض دو دقيقه زنبور عسل هندي90% انگل ها را از خود دور كرده و اين رفتار در زنبور عسل اروپايي وجود ندارد. با ترشح بزاق واروا در همولنف زنبور بالغ، رفتار خود جوري فعال مي شود. رفتار جوريدن شفيره ها با تحريك قوه بينايي يا بويايي در زنبورانپرستارفعالميشود. بطورميانگين ميزان درجه حرارت حجره هاي شفيره در زنبور عسل هندي 38 درجه سانتي گراد است ، رحاليكه درجه حرارت مناسب براي تكثير واروا بسته به درجه محيط بين2.34-3.31 درجه سانتي گراد است. ميزان هورمون جواني در نزد زنبور عسل هندي خيلي كمتر از زنبور عسل اروپايي است و توليد مثل انگل را محدود مي نمايد، اين هورمون عامل تنظيم رشد تخمدانها در وارواي ماده جوان ميباشد.غريزه نظافت گري زنبور عسل اروپايي نسبت به زنبور عسل هندي از رشد كمتري برخوردار است از اينروست كه در زنبور عسل هندي شفيره هاي آلوده و تلف شده در داخل حجره ها نقش تله را براي انگل دارند.از سال 1964، انگل در اغلب مناطق دنيا بجز چند منطقه كه فعلاً آلوده نيستند، شروع به گسترش نموده و باعث تلفات در تعداد زيادي از كلني ها شده است.عامل بيماري جربی بنام واروا مي باشد كه داراي دو جنس است. جنس نر، و جنس ماده كه عامل انتشار آلودگي است. جنس ماده علاوه بر بالغين  بر روي شفيره ها دیده می شود و جنس نر فقط بر روي شفيره ها يافت مي شود.وارواي ماده بيضوي شكل و شبيه خرچنگ كوچك ميباشد و 1.1 ميلي متر طول و 6.1 ميلي متر پهنا دارد. قسمت پشتي از يك مجموعه صفحه كه به هم وصل شده اند پوشيده شده است. وارواي نر، از نظر شكل با ماده تفاوت داشته ، شكل آن گرد (قطر 0.8 ميليمتر) و رنگ آن سفيد است. بدنی نرم داشته و شيارهايي بر روي پشت دارد، گوشه گير بوده، تغذيه نميكند يا از بقاياي غذايي استفاده ميكند. چهار جفت پاي او بطرف جلو كشيده شده است. بجز داخل حجرات آن را نميتوان ديد و زندگي ميكند تا توليد مثل نمايد.

 

مراحل تكاملي واروا:

 تخم: بيضوي و حدود 5.0 ميلي متر به رنگ سفيد كمرنگ.

پيش لاروي: فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.

لاروي: بعد از پوست اندازي از مرحله پيش لاروي ،وارد مرحله لاروي ميشود، در اين مرحله نه مي تواند  تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است.پيش لاروي فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.

پيش شفيره اي:بعد از مرحله لاروي و پوست اندازي پيش شفيره ظاهر شده، به رنگ سفيد و داراي چهار جفت پا ميباشد.اين پروتونف يا پيش شفيره حركت نميكند يا خيلي كم با استفاده از پنجه ها، اما ميتوانند كوتيكول را سوراخ كرده و از همولنف تغذيه كند.

بسته به جنس شكل آن تغيير كرده در ماده بيضوي شكل بوده، به رنگ سفيد و پاها بطرف جلو كشيد شده و تغذيه ميكند. و در نر مثلثي شكل يا گرد و داراي شيار پشتي است.

 تغذيه:

وارواي ماده از همولنف لارو و شفيره ها و زنبوران بالغ تغذيه مينمايد. محققين مختلف مقاديري براي ميزان همولنف جذب شده قايل شده اند كه بسته به وضعيت جرب در دوره سال تفاوت ميكند. وارواي ماده (وزن 0.3 ميلي گرم ) دو ساعت تمام تغذيه ميكند و0.1 ميلي گرم افزايش وزن پيدا ميكند.

 محل انگل واروا:

 در داخل كلني انگل وارواي ماده روي زنبوران بالغ بزرگتر از 2 روز، ترجيحاً زنبوران پرستار است. در مناطقي كه جذب همولنف(همان خون زنبور است) ميسر است يعني در محل غشاء بين قطعات بدني زنبور يا حلقه هاي شكمي_ پشتي يا بين مفاصل سينه و شكم يا سرو سينه يا پاها يك يا چند انگل ميتوانند حضور داشته باشند.انگل، زنبوران شهدآور را از ديگر زنبوران از طريق ترشح فرمون نازانوف كه بر اساس سن زنبور ترشح ميشود شناسايي ميكند. زمانيكه ماده ها تغذيه نميكنند، ترجيحاً جاي آنها روي سينه ميباشد تعداد واروا هاي كه روي سينه ميروند نسبت به درجه حرارت محيط حالت معكوس دارد و در 28 درجه سانتي گراد حداقل است.تجارب نشان ميدهد كه 42% واروا ها، درجه حرارت سلولهاي شفيره هاي نر (34-30درجه سانتي گراد) را ترجيح ميدهند و 19% درجه حرارت سلولهاي شفيره كارگر (36-34 درجه سانتي گراد) را بر مي گزينند.وجود سلولهاي ملكه ، واروا هاي ماده را جذب ميكند. در شرايط آلودگي شديد واروا ها را ميتوان داخل سلولهاي در باز بيشتر از سه روزه و 2 تا 3% موارد داخل سلولهاي ملكه يافت . واروا هاي نر را بجز در سلولهاي دربسته نر يا كارگر نميتوان يافت.
 

دوره زندگي انگل:

 

 مطالعات زيادي براي شناخت مراحل زندگي واروا انجام شده ولي تا كنون این مراحل كاملاًََ شناخته نشده است دوره زندگي واروا با دوره زندگي زنبوران كارگر يا نر در مرحله شفيرگي، بستگي دارد.وارواي ماده بارور، قبل از بسته شدن درب سلول وارد آن شده داخل ژله مخفي ميگردد، بعد درب حجره بسته ميشود. واروا ابتدا از ذاي لارو (ژله) و پس از تمام شدن آن از همولنف لارو استفاده نموده سپس شروع به تخمگذاري مي نمايد.به فاصله هر 24 ساعت يك تخم و بين 2 تا 8 تخم گذاشته ميشود. بر اساس تحقيقات انجام شده اولين تخم به وارواي ماده و دومين به وارواي نر تبديل ميشود و تخم بعدي دو مرتبه ماده ميباشد.لارو از تخم خارج شده نه مي تواند  تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است، بعد از 48 ساعت تبديل به پيش شفيره مي شود. لبه هاي آن گرد و با مشكل از نر كه مثلثي تر است قابل تشخيص است. بعد از تغذيه بر روي لارو به شفيره تبديل مي شود . سرعت گذراندن وضعيت شفيره اي در واروا به شرايط آب و هوايي ايده آل بستگي دارد. حداقل دوره تخم تا شفيره براي ماده سه روز است. سه روز بعد با آخرين پوست اندازي بالغ ميشود. حدوداًَََ 24 ساعت بعد داخل حجره سر بسته جفتگيري مي كند. نر بعد از جفتگيري در داخل سلول تلف شده و ماده از سلول خارج تا سيكل ادامه يابد. دوره تكاملي وارواي ماده از تخم تا بلوغ 8 تا 9 روز است.يك ماده تخم گذار مي تواند  چند دوره تخمگذاري نمايد. بيش از 50% ماده ها سه دوره تخمگذاري دارند. برخي تا هفت دوره و تا سي تخم مي گذارند.يك ماده باكره مي تواند  از حجره خارج شود، اين ماده بعد از گذراندن يك دوره روي زنبور بالغ، وارد حجره ميشود يك تخم مي گذارد كه تبديل به وارواي نر ميشود. فقط ماده هاي جوان مستعد باروري هستند. مشخص شده كه ماده هاي باكره بارور شده، قبل از شروع دوره تخمگذاري، بايستي حدود پنج روز را روي زنبوران بالغ بگذرانند تا از نظر جنسي بالغ شوند. اين بلوغ جنسي از طريق بهره گيري از هورمون جواني بدست مي آيد.ارقام حاصله از شيوه رشد و تكثير واروا از يك سيستم دقيق حكايت ميكند و نشانگر تعادل در جمعيت واروا ميباشد. همانگونه كه دوره زندگي زنبور بسته به شرايط تفاوت ميكند و در زمستان، خشكي، كم غذايي، افزايش و در شرايط آب و هوايي و فعالیت زیاد كاهش مي يابد، دوره زندگي واروا نيز ثابت نيست، هماهنگ با شرايط منطقه ، فصل و آب و هوا افزايش يا كاهش نشان مي دهد.حضور انگل در داخل حجره بر دوره شفيره سر بسته تأثير گذاشته و آنرا طولاني ميكند. درصد توليد مثل واروا بسته به گونه زنبور تفاوت ميكند و از طرفي به تعداد زنبور پرستار بستگي دارد(اهميت هورمون جواني).دوره زندگي وارواي ماده در داخل كلني در تابستان 2 تا 3 ماه و در زمستان شش ماه است. خارج از ميزبان، اين دوره بسته به شرايط آب و هوايي فرق ميكند و در شرايط خوب از هفت تا نه روز ميباشد. در شفيره هايي كه در درجه حرارت محيط قرار گيرند وارواي ماده تا 15 روز زنده مانده است.واروا يكي از بيماريهاي زنبوران عسل است كه در هر شرايطي به تنهايي يا با حضور عوامل بيماريزا با سرعت منتشر مي شود ، بدون اينكه بهبودي يابد. اثر بيماريزايي واروا روي زنبوران بالغ و شفيره ها ظاهرميشود.
 

علايم روي زنبوران بالغ: 

 

 اثرات انگلی: حضور يك يا چند انگل، زنبور را در حركت ، پرواز و در همه فعاليت هايي كه در داخل كلني انجام ميدهد ،دچار ناراحتي ميكند .بطور دوره اي وارواي ماده همولنف زنبور را مي مكد و باعث تضعيف زنبور ميشود و در سوخت و ساز زنبور ايجاد اختلال مي نمايد. تخمين زده شده است كه 0.1 يا 0.2درصد حجم همولنف يك زنبور كارگر توسط واروا در هر وعده غذا بلع ميشود و در يك دوره كامل زندگي زنبور، 40% حجم همولنف زنبور بلعيده ميشود.كاهش تعداد سلولهاي خوني(هموسيت ها) و تغيير ميزان پروتئين همولنف نيز گزارش شده است. ميزان اهميت اين تغييرات بستگي به تعداد انگل ها دارد. در هنگام آلودگي شديد، بر روي كار غدد مانديبولار و هيپوفارنژيال اثر گذاشته و در نتيجه روي كيفيت ژله رويال اثر ميگذارد. اثر ديگر آن مصرف ذخاير چربي است كه اهميت زيادي در متابوليسم زنبور عسل دارد.

 

انتقال اجرام:

 

 منفذ حاصله از زوايد دهاني واروا موقعيت را براي ورود اجرام بيماريزا مخصوصاً ويروس فلجي حاد فراهم ميكند.طور كلي، زنبوران بالغ يك كاهش فعاليت را نشان ميدهند كه در نتيجه اختلال در سوخت و ساز آنهاست و منجر به كاهش عمر آنها ميشود .در يك آزمايش ،گروهي از زنبوران آلوده با گروهي از زنبوران سالم در شرايط آزمايشگاهي مقايسه شدند . بعد از بيست و پنج روز 25% از زنبوران آلوده زنده ماندند ،در حاليكه از زنبوران سالم 50% زنده مانده بودند.

 علائم در شفيره ها:

 ايجاد جراحت:

  واروا با رفت و آمد به داخل حجره باعث تخريش و خسارت به صفحاتي كه منشأ اندامهاي ضميمه در شفيره ها ميباشند، ميشود. در نتيجه زنبوران ناقص الخلقه (بدون بال) متولد ميشوند. كمبود جا حاصله از حضور واروا مانع رشد هماهنگ زنبور در آينده ميشود.6% زنبوران متولد شده آلوده دچار نقص در اندازه شكم ميباشند. برخي از لاروهاي شديداً آلوده، درست قبل از پوشيده شدن درب حجره، از حجره خارج گرديده و روي كف كندو مي افتند. داخل حجره هاي آلوده، مصرف اكسيژن افزايش يافته و منجر به آسيب به لارو ميشود.
 

اثرات انگلي:

 در اثر آلودگي در دوره شفيره اي، 15 تا 40 درصد حجم همولنف از بين ميرود. اين مسئله بر سوخت و ساز اثر گذاشته و منجر به تولد زنبوري ناتوان و محكوم به زندگي كوتاه با غدد تحليل رفته، ميگردد. با وجود يك تا سه جرب حجم غدد هيپوفارنژيال  5-13% و وزن حشره بالغ 30% كاهش مييابد.بيماريزايي ثانوي توسط واروا مشاهده است. برخي بيماريهاي مربوط به شفيره ها مثل لوك اروپايي، آمريكايي، نوزاد كيسه اي افزايش مي يابد و اثر ويروس هايي كه در كلني وجود داشته ولي بيماريزايي نداشته اند ،تشديد ميشود.با تغذيه مستقيم واروا از همولنف ويروس ها وارد بدن لارو شده ،باعث مرگ لارو يا تولد زنبور ناقص شده و يك وضعيت مشخص را بر روي قاب ها نشان مي دهد. زنبوران آلوده اي كه متولد ميشوند از نظر جسمي كم و بيش ناقص هستند. وزن خود را از دست داده، بسته به شدت انگل، 6.21% وزن خود را از دست ميدهند.وجود جرب ها بر روي زنبوران بالغ نيز اثرات آلودگي را افزايش ميدهند.

 علايم در كندو:

اولين مشكل و جزء لاينفك اين آلودگي عدم ظهور علايم در شروع آلودگي است.بر حسب ميزان آلودگي، فصل ،شرايط آب و هوايي، روش هاي پرورش و ساير آلودگيها، علايم با شدت كم و بيش ظاهر ميشوند.در اوايل آلودگي زنبوردار حتي براي پيشگيري، نگراني ندارد. فقط بعدها كه فشار انگل افزايش يافت، علايم بروز ميكند و زنبور دار مطلع مي شود.

علايم در جلوي كلنی:

زنبوران تلف شده زنبوران و شفيره هاي ناقص.

لاروهاي تازه جلوي تخته پرواز .
زنبوران افتاده روي زمين، در حال حركت بدون هدف.
زنبوران بدون بال يا با پاهاي ناقص.
زنبوران فاقد مو و سياه .
وجود گروههاي زنبور در نزديك كلني ها يا روي زمين يا روي شاخه درختان(زنبوران فراري)

  علايم در داخل كلنی:

  كاهش تخمگذاري ملكه.شفيره هاي موزاييك مانند.شفيره هاي زنده اما ناقص در داخل حجره هاي درب بسته.
شفيره هاي تلف شده در داخل حجره هاي درب بسته، در حالت طبيعي از
نظر رشد (زبان خارج و پاها جمع شده).لاروها جمع شده در كنج حجره، به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، قوام خميري و گاهي كشدار. شفيره ها كم و بيش، خورده شده و از حجره بيرون افتاده، كه در اثر كمبود پروتئين مي باشد و با تأمين پروتئين ميتوان پيشگيري نمود. اين حالت كه همخواري ناميده مي شود بعد از تأمين پروتئين نيز اگر مشاهده شد ميتوان علت ديگري، مثل كمبود گرده ،داشته باشد.كاهش جمعيت كلني وجود ذخيره عسل و گرده نامتناسب با جمعيت كلني.حمله كرم موم خوار بدليل ضعف كلني. يادآوري ميشود كه تمام علايم اختصاصي نيستند، و تعدادي از آنها در ساير بيماري ها ديده ميشوند.با آزمايش دقيق زنبوران و شفيره ها، وجود واروا نشان داده خواهد شد. در شفيره ها علايمي شبيه لوك اروپايي، لوك امريكايي، نوزاد كيسه اي ظاهر ميشود. علاوه بر اين بيماريها ،تضعيف كلي كلني، زنبوران و شفيره ها قابل رؤيت ميباشند. علايم فلجي حاد حاصله از آلودگي ويروسي نيز قابل رؤيت است.اين علايم هميشه مربوط به آلودگي در همان لحظه نيست بلكه نشانگر بر هم خوردن تعادل بوسيله واروا است كه حاصل از فشار قبلي انگل است.در ميزان شفيره هاي لوله اي يا واژگون افزايش ديده ميشود. اين به دليل دالان هايي است كه كرم موم خوار در زير حجره ها حفر كرده است و باعث ميشود لارو بطرف بالا حركت كند تا جاييكه در پوش حجره مانع ميشود در اينجا لارو زنبور وارونه ميشود. اگر اين نقص از قبل مشاهده شود مي تواند  مربوط به ضعف كلني و عواملي غير از واروا باشد.

گسترش آلودگي:

واروا بسرعت تكثير مي شود و هيچ چيز نمي تواند  جلوي آنرا بگيرد. فاكتورهاي مختلف، مثل عوامل طبيعي زنبورداري، اين وضعيت را تاييد ميكند.در بين عوامل طبيعي ميتوان اشاره كرد به: ـ پرواز نرها، تغيير كلني و زنبورستان، بچه دهي،  غارت، ورود زنبوران شهد آور به ساير كلني ها، فرار كلني ها، انتقال انگل توسط حشرات ديگر مثل زنبوران معمولي. عوامل ديگري كه به زنبور دار مربوط است مثل: مهاجرت، تمركز كلني ها در يك منطقه،  انتقال طبقات با زنبوران در هنگام عسل گيري، فروش بچه كندو، تجارت ملكه
 

مبارزه با واروا
 

 مراقبت:

تا كنون در هيچ كشوري از كشورهاي آلوده ريشه كني صورت نگرفته، شناخت چگونگي همزيستي با واروا اهميت فراوان دارد. يك كندو با يك آلودگي ضعيف به واروا مي تواند  دوام داشته باشد. مسئله مهم زماني است كه جمعيت واروا گسترش پيدا مي نمايد.يك برنامه مراقبت مناسب مي تواند  از گسترش واروا جلوگيري نمايد، مراقبت در كندوهايي كه قبلاً آلودگي داشته اند اهميت بيشتري دارد و شامل تخمين دوره اي جمعيت واروا ميشود تا زمان مناسب مبارزه معلوم شود.

شمارش ساده:

اولين روش تعيين آلودگي شامل شمارش جرب هايي است كه در كف كندو مي افتند. با قرار دادن يك كاغذ چرب يا چسبناك در كف كندو و عوض كردن آن هر 2 تا 3 روز ، تعداد وارواها را در بين چيزهايي كه روي كاغذ مي افتند ،شمارش ميشوند، براي هر جرب يافت شده مرده (بدون درمان) حدود 150-100 وارواي زنده در كندو تخمين زده ميشود. با اين روش در تابستان ،ديدن كمتر از 10 واروا در يك روز را ، آستانه قابل قبول مي نامند. زمانيكه از اين حد بگذرد بايد كلني درمان شود يا به مراقبت دقيق نياز دارد. اغلب محققين عقيده دارند كه يك كندو مي تواند  تا 3000 واروا را تحمل نموده زنده باقي بماند.اين روش توسط دولت كانادا براي مراقبت پذيرفته شده و شامل گذاشتن يك كاغذ چسبناك در كف كندو مي باشد كه روي آن يك توري با شبكه هاي 3 ميلي ليتري قرار داده مي شود. با قرار دادن 20 سي سي اسيد فرميك 65% روي كاغذ تعداد وارواها بعد از 72-24 ساعت شمارش مي شود.

شمارش با استفاده ازپودر شكر:

1.  در يك بطري دهان گشاد خالي حدود يك قاشق پودر شكر(شكري كه كوبيده يا آرد شده است) مي ريزيم.

2.  سپس با كشيدن بطري بر روي يك قاب از يك كلني تعداد 50-100 زنبور بالغ را وارد آن مي نماييم.

3.  درب بطري را بسته به آرامي به هم ميزنيم تا بدن زنبوران با پودر شكر آغشته شود. با اين كار واروا ها از بدن زنبوران جدا و داخل پودر شكر مي افتند.

4.  در اين حالت درب بطري را باز نموده و روي درب بطري را با يك طوري پارچه اي(طوري پنجره) مي پوشانيم. قطر منافذ طوري به اندازه اي باشد كه پودر شكر حاوي وارواها بتواند از آن خارج شود و مانع خروج زنبوران گردد.

5. با ريختن پودر شكر بر روي يك بشقاب ميتوان تعداد واروا ها را شمارش نمود.

شمارش روي زنبوران:

اين روش دقيق و با قرار دادن 500-200 زنبور بالغ (مضربي از صد) در يك ظرف حاوي الكل يا ظرف حاوي آب جوش داراي ماده شوينده مي باشد، بعد از 20 دقيقه وارواها جدا شده، پس از شمارش آنها ميزان آلودگي تعيين مي شود.

 

 

 

 

وضعيت كلني


درصد آلودگي

آلودگي خيلي ضعيف ، به سادگي وارواها ديده نميشوند.


5% يا كمتر

آلودگي ضعيف، زمستان گذراني بدون درمان مشكل است.


5% - 10%

علايم آشكار ، اگر علايم در بهار باشد، كلني در زمستان از بين خواهدرفت.


10%-20%

كلني چند هفته بيشتر دوام نخواهد يافت.


بیشتر از 20%

كلني كاملاً از بين رفته است.


بیشتر از 30%

جدول : اهميت درصد آلودگي به واروا با شمارش توسط الكل

 

تخمين شفيره هاي آلوده:

تكنيك ديگر تعيين ميزان آلودگي در شفيره هاي سر بسته است،زمانيكه بيش از 10% سلولهاي زنبوران كارگر و يا بيش از 50% سلولهاي نر در يك كلني آلوده باشند، كلني در معرض خطر است. براي نمونه گيري ميتوان حداقل صد لارو را مورد بررسي قرار داد.

 زمان درمان:

در خارج از زمان شهد، زمانی که آلودگی بيش از 5% باشد، اجراء ميشود:درمان بهاره، اوايل تابستان بايد جمعيت واروا در كندو حداقل باشد چون بايد يك دوره بدون درمان را سپري كند.درمان پاييزه بعد از عسل گيري ،براي تقويت كلني قبل از زمستان.درمان در زمانيكه جمعيت واروا از آستانه تحمل كلني گذشته باشد.درمان بهاره و پاييزه همزمان با دوره عدم فعاليت ملكه است و اين منفعت را دارد كه شفيره اي وجود ندارد و لذا هيچ واروايي در يك درمان دقيق نمي تواند  بگريزد. بچه گيري در بهار نيز همين وضعيت (فقدان شفيره) را براي كلني فراهم ميكند و درمان را آسان مي نمايد. بدليل تكثير سريع واروا، درمانهاي تركيبي نتايج قانع كننده اي ندارند و هيچ دارويي نيز اثر 100% ندارد. لذا بايد ميزان آلودگي به واروا را در سطح پايين نگه داشت تا بتدريج مقاومت كافي به واروا در كلني ها ايجاد شود.

روش هاي مقابله با واروا (غير دارويي):

الف: تله گذاري:

اين شيوه بر جمع كردن وارواهاي كندو در يك قاب و سپس حذف قاب، استوار است.


تله گذاري با سلولهاي نر :

 

چون وارواها تخمگذاري در سلولهاي نر را ترجيح ميدهند ميتوان آنها را با تأمين يك قاب مومي نر بافي شده به تله انداخت. زماني كه آخرين حجره بسته شد قاب از كندو خارج و موم آن را ذوب كرده يا سوزانده . اين يك راه مقابله در شروع آلودگي است.


جذب كننده ها:

مواد جذب كننده مثل عصاره سلولهاي نر نيز كه توسط برخي از شركت ها ساخته ميشوند روي كادر يا قاب پاشيده شده و حدود 75% وارواها را جذب مي نمايد. 

ملكه جديد:

با برداشتن و ذوب كردن اولين قابي كه ملكه در آن تخمگذاري كرده مي تواند  بخش قابل توجهي از وارواهاي موجود را حذف نمود. محققين روسي مشاهده كرده اند كه شفيره هاي اولين قابي كه ملكه جديد در آن تخمگذاري كرده ، 46% آلوده است. با برداشت اين قاب جمعيت واروا كاهش كلي پيدا ميكند ساير قاب ها داراي 4% آلودگي بوده اند . بدين ترتيب كلني از رشد كافي برخوردار شده و مي تواند  زمستان گذرا ني نمايد.

 

معرفي لاروهاي جوان:

يك زنبوردار كانادايي زماني كه كلني فاقد لارو ميباشد، با معرفي لاروهاي جوان به كلني ، ميزان آلودگي را به سطح پاييني رسانده است. واروا ها به كادر يا قاب براي تخمگذاري هجوم مي آورند كادر را به محض سر بسته شدن از كندو خارج مي نماييم. اين روش مزاياي زيادي دارد مخصوصاً اينكه دوره توليد مثل زنبوران ادامه یافته و باعث مقاومت تدريجي كلني به واروا ميشود.

 

حبس كردن ملكه:

 

با اين روش ملكه را روي يك قاب سه مرتبه به فاصله 10 روز حبس كرده، بعد از 30 روز كادر را خارج نموده و سوزانده ميشود. ملكه را ميتوان عوض كرد. به اين روش 60% وارواها از بين ميروند.

 

ب ـ گرما درماني:

جرب ها (واروا و آكاراپيس) ، به گرما خيلي حساس هستند. گرما درماني ، ايجاد حرارت به ميزاني كه باعث كاهش تعداد جرب ها گرديده بدون اينكه باعث كشتن زنبوران شود. درجه حرارت 44 درجه به مدت 30-20 دقيقه توسط يك زنبوردار يوناني بررسي شده كه باعث كاهش تعداد وارواها ميشود. و درجه حرارت 39 درجه بمدت 48 ساعت نيز همين اثر را دارد. جرب مجاري تنفسي (آكاراپيس ) به گرما درماني حساس تر است. خيلي از افراد معتقدند كه ماندن كندوها در مقابل نور خورشيد باعث سلامت آنها ميشود.ـ زنبورداران هندي شگرد ساده اي را بكار برده و با پاشيدن 15-10 گرم آرد گندم در زمان ظاهر شدن واروا و تكرار سه بار به فاصله يك هفته باعث كاهش آلودگي شده اند. آرد مانع چسبيدن واروا به زنبور شده و نمي تواند  از قابي به قاب ديگر برود اين روش براي زنبور و براي عسل ضرري ندارد. تركيب 150 گرم روغن گياهي و 30 گرم پودر شكر و قرار دادن آن روي كادرهاي شفيره ،زنبوران با تصور اينكه اين ماده زايد است آنرا بتدريج از كندو بيرون ريخته و بدن آنها چرب شده و جرب ها نميتوانند بر روي زنبور قرار گيرند.

 

د: الكتريسيته:

يك محقق روسي با استفاده از اين روش 100% كنه هايي كه به زنبوران بالغ چسبيده اند از بين برده. در اين روش يك صفحه سوراخ دار به اندازه هيكل زنبور و در جلوي دريچه پرواز قرار داده ميشود. لبه هاي هر سوراخ شبيه برس است. اين صفحه داخل يك الكتروليت قرار داده شده زمانيكه جريان 12 ولت برق از صفحه عبور ميكند واروا هايي كه به زنبوران چسبيده اند فلج ميشوند و مي افتند در حاليكه بر زنبوران اثري ندارد.


روش دارويی:

داروهايي  قبلاً در زنبور عسل مورد مصرف بوده اند كه به دليل اثرات نامناسب به سرعت از چرخه مصرف حذف شدند. داروهايي كه فعلاً مورد مصرف هستند يا براي مصرف توصيه مي شوند به شرح ذيل هستند:

فلووالينات (آپيستان)

فلومترين (بای وارول)

داروهاي فوق از نظر كيفيت و ميزان باقيمانده استاندارد بوده از سموم پايروتيروييد مي باشند كه بر واروا مؤثر هستند، در برخي از كشورها گزارشاتي مبني بر مقاومت به اين سموم وجود دارد ولي تا كنون در اين مورد گزارش علمي و مستدلي در كشور مشاهده نشده است.

تيمول (آپیگارد)

اين دارو از گروه عصاره هاي روغني (Essential oil) و عصاره صنعتي آويشن مي باشد.اثرات جانبي مربوط به باقيمانده ها در موم و عسل در اين دارو گزارش نشده، به اين دليل مصرف آن در زنبورداري هاي بيولوژيك توصيه شده است.

اسيد فرميك:

يك اسيد آلي است كه در گياهان مخصوصاً ميوه ها ، يافت ميشود. در عسل به ميزان كم حدود 100 ميلي گرم در كيلوگرم يافت شود و در برخي از عسل ها مثل شاه بلوط حاوي 200 ميلي گرم در كيلوگرم است. استفاده از اسيد فرميك به صورت ژل براي مبارزه با واروا توصيه مي شود. زمانيكه هواي كندو از اسيد فرميك اشباع شود به سلولهايي كه قابليت نفوذ هوا دارد وارد ميشود و جرب هاي زنبور عسل را از بين ميبرد. مزاياي اين ماده اثر روي بالغين و شفيره ها به ميزان 90% است. مزيت ديگر اينكه جرب ها به آن مقاوم نميشوند. اين ماده در اروپا بطور وسيع استفاده ميشود.

بیماری ناشی از عنکبوتیان

بیماری ناشی از عنکبوتیان

عنکبوتیان نیز مانند خرچنگهای دریایی هزار پایان و صدپایان جز بند پایان به حساب می ایند و مانند انها دارای اسکلت خارجی بوده و بدنشان بند بند است.ضمائم انها زوج بوده و بند بند است.دو گونه مهم انها که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند شامل مایت اکاراپیس وودی و مایت جاکابسونی و جرب تروپیلا می باشد.                          

بیماری ناشی از عنکبوتیان-بیماری اکاریوز

بیماری اکاریوز

 عامل این بیماریمایت اکاراپیس وودی میباشد که در سال1921 تحت عنوان تارسو نمویس وودی مطرح شد ولی بعدها به نام اکاراپیس وودی تغیر یافت.این مایت در تراشه های بزرگ(مجاری تنفسی)زنبور عسل خصوصا در مجاری تنفسی و پیش سینهای ان زندگی می کند.اندازه مایت نر 100*60 میکرون بوده و واجد 3پلاک پشتی است و اندازه مایت ماده 100-75*180-125 میکرون بوده و دارای 5 پلاک پشتی است.                          

  زیست شناسی و راه انتشار مایت:

اکاراپیس وودی چرخه زندگی خود را در داخل مجاری تنفسی پیش سینه ای زنبور عسل کامل می کند.تمام مراحل زندگی این مایت یعنی تخم و لارو و شفیره و بلوغ را میتورا در تراشه مشاهده کرد.ظاهرا این مایت در سرتا سر سال فعالیت می نماید و در الودگی های شدید حتی در کیسه های هوایی سر زنبور نیز مشاهده شده است.مایت ماده تخمهای خود را در تراشه های زنبور میگزارد و لارو6-3روز بعد از تخم خارج می شود.این مایت های جوان توسط ضمائم دهانی از همولنف زنبور استفاده می کند و این عمل موجب وارد امدن جراحاتی به بافتهای تراشه و تیره شدن انها میگردد.مایت ماده تخمگذار تراشه زنبور را برای تکثیر ترک کرده و به بالای موهای سینه ای زنبور میرود و در صورت تماس با زنبور دیگر کار انتقال به زنبور سالم انجام میشود.در این هنگام از تریق منفذ تانفسی وارد لوله تنفسی زنبورمیزبان شده و پس از 4-3 روز7-5تخم میگزارد.طول زمان تکامل تا مرحله بلوغ برای مایت ماده 14-12روز و برای مایت نر12-10 روز می باشد.عموما زنبوران کمتر از 9 روز شرایط الودگی به این مایت را دارند.حساسیت فردی به الودگی از اولین روز زندگی کاهش مییابد وعلت ان دقیقا مشخص نیست.بعضی ها اعتقاد دارند که که این امر به این دلیل است که با بالا رفتن سن موهای زنبور عسل که در اطراف منفذ تنفسی ان قرار دارد سخت شده و در نتیجه در راه ورودی مایت به داخل منفذ تنفسی اشکال ایجاد میشود.دو گونه دیگر اکاراپیس در زنبور عسل ممکن است مشاهده شود که اینها عموما مایتهایی هستند که در تمام زندکی خود را بر روی سطح خارجی بدن زنبور ها میگذرانند.اما از نظر ریخت شناسی تقریبا شبیه به اکاراپسی وودی هستند که تحت عنوان اکاراپیس اکسترنوس(در محل اتصال سر به سینه)واکاراپیس دورسالیس(در پشت زنبور)می باشند.                                                                        

پيشگيري و درمان :

1- از كلني هاي مقاوم به بيماري اقدام به پرورش ملكه شود . و از آن ملكه ها , در ساير كلني ها استفاده شود .

2-  از مجاورت با كلني هاي آلوده , پرهيز شود  .

براي درمان اين آلودگي امروزه از داروهايي با منشاء گياهي از جمله تيمول , منتول , اسيد فرميك و روغنهاي گياهي استفاده ميشود , كه هم براي زنبور كم ضرر است و هم اثر سوء بر محيط زيست ندارد . در منابع آمده است كه , مخلوط روغنهاي گياهي مثل روغن اكاليپتوس و شكر براي درمان اين بيماري , استفاده شده است .استفاده از تيمول در درجه حرارت بالاي 15 و به مقدار 25 -50گرم  توصيه شده است. مقدار 25 گرم در آزمايشات اوليه , پاسخ بهتري داده است.

بیماریهای قارچی-بیماری نوزادان سنگی(Stone brood)

  بیماری نوزادان سنگی(Stone brood)

این بیماری نیز قارچی است و توسط قارچی از جنس (Asper gillus) تولید می شود. هم نوزادان و هم حشرات کامل را مبتلا می کند. قارچهای اسپرژیلوس فلاووس و در برخی مواقع اسپرژیلوس فومیگاتوس هم لارو و هم زنبور عسل بالغ را مبتلا کرده و نابود میسازد.
علائم بیماری:

لاروها و شفیره ها ممکن است در حجرات باز و یا بسته مرده و در داخل حجرات به صورت اجسام مومیائی شده و سخت در می آید. لاروهای آلوده ابتدا کرک دارو سفید رنگ و سپس  به    قهوه ای روشن و یا زرد متمایل به سبز تبدیل شده و کاملا سخت می شوند.
نحوه انتشار:

انتشار این بیماری از یک کلنی به کلنی دیگر از طریق عملیات زنبورداری از جمله جابه جائی شانها ، تغذیه عسل و ادغام كردن كلني ها وغیره از کلنی های آلوده به کلنی های سالم انجام می گیرد.

درمان:

تا به حال هیچ روش درمانی برای بیماری نوزادان سنگی شناخته نشده است اما در موارد شدید الودگی سوزاندن زنبورها و شانها و همه محتویات کندو و همچنین ضد عفونی کردن کندو تنها راه چاره می باشد.عسل کندوهای الوده به بیماری نوزادان سنگی برای انسان قابل استفاده نمی باشد.تعدادی از محققین در یافته اند که با دود دادن شانها با اکسید اتیلن  به مدت 15 دقیقه در دمای 22 درجه سانتیگراد میتوان قارچ اسپرژیلوس فلاووس را نابود کرد.همچنین داروهای نیستاتین و تیابندازول بر قارچ مذکور موثر هستند.

بیماریهای قارچی-بیماری نوزادان گچی (Chalk brood)

بیماری نوزادان گچی (Chalk brood) 

نوعی بیماری قارچی است که تنها در مرحله لاروی مشاهده می شود. ظاهرا در ایران وجود ندارد. Ascosphaera apis عامل بیماریزا می باشد. ، قارچی از گروه اسکومسیتها بنام اسپورهای تولید شده توسط قارچها همراه با موادغذائی وارد دستگاه گوارش لارو شده و جوانه زده و رشته های میسلیوم را بوجود می آورد و مسیلیوم ها در دیواره معده نفوذ کرده و باعث متلاشی کردن قسمتهای انتهائی بدن لارو می گردد. اسپور این قارچ در لاروهائی که کمی سرما خورده اند بهتر رشد می کند.                                                                       

علائم بیماری:

لارو آلوده معمولا دو روز پس از بسته شدن سر سلولهایش می میرند. این لاروها ابتدا کمی متورم و تمام حجم حجره را پر می کنند بعد از آن چروکیده شده و کم کم سفت میشوند.

نحوه انتشار:

از راه غذای لاروی که الوده به اسپورهای قارچ شده باشد.

اسپورهای چسبیده به شان وسلولها.

 کنترل و درمان:

 معمولا زیان ناشی از از این بیماری چندان شدید نیست که اقدام به درمان شود.به علت اینکه زنبوران کارگر عموما نوزادان مرده را به خارج کندو می برند از این رو اغلب بیماری قبل از مداخله زنبور دار ناپدید میشود.از بین بردن علفهای بلند از اطراف کندو ها برای جلوگیری از ایجاد رطوبت و تهویه صحیح کندو ها.از گسترش شدید بیماری جلوگیری می کند.تعدادی از محققان مصرف داروهای مختلفی مانند تیمول0/7 درصد را به صورت پاشیدن بر روی شانها را توصیه می کنند.داروی امفوتریسین ب موثرترین ماده ضد قارچ اسکو سفرا اپیس می باشد اما این ماده پایدار نیست.


بیماریهای تک یاختهای-بیماری آمیبی زنبور عسل(Amoeba disease)

بیماری آمیبی زنبور عسل(Amoeba disease)

این بیماری عمدتا حشرات بالغ کارگر زنبور عسل را مبتلا می سازد و بر حسب میزان آلودگی خسارت نسبتا زیادی را در بر دارد. عامل این بیماری یک پروتوزوآ بنام (Malpighamba mellificae ) است که به اندامهای تنفسی زنبور عسل یعنی لوله های مالپیگی حمله می کند و آنها را از بین می برد.

علائم بیماری:

چون دستگاه دفعی زنبور مورد حمله قرار گرفته است، کارگران معمولا رفتار و فعالیت طبیعی ندارند و تشخیص قطعی این بیماری از طریق آزمایشات مواد دفعی انجام می گیرد.الودگی ناشی از این تک یاخته سبب تخریب لوله های مالپیگی و اختلال در وظایف انها میشود.بیماری امیبی بیشتر سبب ضعیف شدن جمعیتها می شود به همین دلیل این بیماری را ضعف بهاره یا ناپدید شدن بهاره می نامند.لذا تقلیل ناگهانی و بیش از حد زنبوران در اوایل بهار ممکن است بر اثر ابتلا به این بیماری باشد.زنبوران مبتلا اغلب دارای شکم باد کرده ای هستند که اگر به ان فشار وارد شود محتویات ان تا فاصله نسبتا زیادی جهش میکند.                                                          

نحوه انتشار:

چون زنبور های بیمار مواد دفعی خود را بر روی قابها ، شانها و داخل کندو می ریزند و زنبوران دیگر در حین تمیز کردن آلوده شده و باعث انتشار بیماری می شوند.

 کنترل بیماری:

 کنترل بیماری امیبی معمولا مبتنی بر رعایت بهداشت و ضدعفونی کردن وسایل میباشد.

بیماریهای تک یاختهای-NOSEMA بیماری نوزما

:NOSEMA بیماری نوزما

بدترین و ناراحت كننده ترین بیماری در مناطق مرطوب است و یا در هنگامی از سال كه رطوبت بالاست یعنی اواخر زمستان و اوایل بهار اشاعه فراوان دارد.بیماری به شدت مسری است و زنبورها را به شدت ضعیف كرده و در حالت شدت همه انها را از بین می برد. 

 علائم بیماری:

زنبورهای بیمار با پرهای لرزان جلو كندو و یا كمی دورتر افتاده و ناگاه می میرند،بیماری مرگ و میر زنبورها را در داخل كندو افزایش می دهد.با ضعف در پاییز و یا در اوایل بهار باید به نوزما مشكوك شد.جمعیت بیماربه سرعت ضعیف می شوند كندوهایی كه در پاییز مبتلا می شوند زمستان را طاقت نیاورده و می میرند و اگر بتوانند زمستان را پشت سر بگذارند در بهار آینده قادر به جمع آوری محصول نبوده و در تابستان هم قوی نمی شوند. در اطراف سوراخ پرواز جمعیتهای بیمار لكه های زیادی دیده می شود كه در واقع مدفوع خشك شده زنبورهای مریض است كه به حالت اسهالی از خود دفع كرده اند.در هنگام شدت بیماری لكه ها در داخل كندو و در روی كادر ها نیز دیده می شودو لكه های مذكور دارای بوی ناخوشایندی می باشند.

عامل بیماری: 

 میكروبی به نام NOSEMA APIS كه در داخل سلولهای جدار روده های زنبور رشد كرده و آنها را به اسهال مبتلا می سازد.

راه انتقال بیماری: 

 انتقال به وسیله آب و مدفوع زنبورهای بیمار و یا غذاهای آلوده به اسپور نوزما و همچنین بوسیله زنبورهای نر كه مجازند به تمام كندوها رفت و آمد كنند انجام می گیرد. جمعیت های ضعیف و كم زنبور زود و به راحتی به این بیماری مبتلا می شوند. لارو زنبورها هرگز به این بیماری مبتلا نمی شوند و فقط زمانی می توانند به این بیماری مبتلا شوند كه زنبورها كامل شدند. 

 طرز تشخیص بیماری:

با دو انگشت یك دست سینه زنبور را گرفته و با دو انگشت دست دیگر شكمش را بكشید به طوری كه در اثر كشیدن روده هایش از بدن خارج گردند.رنگ قهوه ای یا كمی قرمز رنگ روده ها دلیل بر سلامتی آنها بوده و رنگ سفید شیری آنها دلیل بر مبتلا بودنشان می باشد. وجود زنبورهایی كه قادر به پرواز نیستند در نزدیكی سوراخ پرواز میتواند دلیل بر وجود این بیماری در كندو و یا زنبورستان باشد. 

پیشگیری:

 بهترین راه پیشگیری قوی نگه داشتن جمعیت است.جمعیت هایی كه در پاییز بد تغذیه گردند و یا اصلا تغذیه نگردند اگر در طول زمستان از گرسنگی نمیرند در اوائل بهار اغلب بیمار می گردند.بنابراین جمعیتها همیشه باید:

1- به اندازه كافی ذخیره عسلی داشته باشند.

2- به اندازه كافی گرده گل در داخل قابها ذخیره كرده باشند.

3- در هر یك از فصول سال اگر كمبود مواد غذایی در داخل كندو مشاهده شد بایستی فورا به جمعیت به اندازه كافی عسل رسانید.

4- سالانه دو بار،یك بار در اوائل پاییز و یكبار در اوائل بهار هنگام تغذیه جمعیتها باید مقداری داروی NOSEMACK به منظور پیشگیری به شربت افزود و به آنها خوراند.

معالجه بیماری:

1- شروع به تغذیه جمعیت با عسل نموده و در داخل غذای آنها مقداری داروی مداوا كننده بر ضد همین بیماری مثل FUMIDIL-B و یا NOSEMACK می ریزیم.این كار بایستی به محض آگاه شدن از وجود بیماری انجام گیرد.

بهترین وقت برای این كار پاییز و مخصوصا فروردین ماه است.پاییز برای پیشگیری و فروردین برای معالجه. 

2- در صورتی كه جمعیت هنوز قوی باشد باید فوری از آن بچه گرفت و بدینوسیله زنبورهای جوان را از پیرها جدا كرد.

چون معمولا لاروها و زنبورهای جوان معمولا مبتلا نمی شوند و فقط زنبورهای پیر كه زمستان رادر كندو گذرانده اند نوزما می گیرند. با جدا كردن پیرها از جوانها به كمك بچه مصنوعی عملا زنبورهای بیمار را از زنبورهای سالم جدا كرده و آنها را نجات داده ایم.


بیماریهای تک یاختهای

بیماریهای تک یاختهای

 تک یاخته ای ها در زنبوران عسل نیز مانند سایر حشرات مشکلاتی را به  وجود می اورند.شاخه تک یاخته ای ها به طور معمول به دو زیرشاخه تقسیم میشود                                                                                  

1-مژکداران که اعضائ ان توسط مژک حرکت می کنند.

2-پلاسمودرما که اعضائ ان توسط تاژک یا پای کاذب حرکت می کنند.

اغازیان یا تک یاخته ای هایی که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند در سه رده پلاسمادرما طبقه بندی می شوند:                                                                                                                                       

1-هاگداران:گونه های انگلی هستند که فاقد هر گونه حرکت بوده و شامل نوزما و گرگارینها می باشند.           

2-ریشه پایان:اعضا شبه امیبی هستند که توسط پاهای کاذب حرکت می کنند و شامل مالپیگا موئبا ملیفیکه می باشند.    

3-تاژکداران:اغازیانی هستند که توسط تاژک به جلو رانده می شوند.                                                        

بیماریهای تغذیه ای و مسمومیتها-بیماری یبوست یا سوء هاضمه

بیماری یبوست یا سوء هاضمه

 این بیماری در کشورهای مختلف به اسم بیماری لرزش بیماری خزیدن بیماری مه مه (خرداد)و...مشهور است.غالبا در اوایل بهار تعداد زیادی از زنبوران جوان در جلوی کندوها مشاهده می شوند که حرکات غیر عادی نشان می دهند.این زنبوران دارای شکم بزرگی هستند.زنبوران جوان بخصوص11-6روزه بیشتر به این بیماری مبتلا میشوند.در این حالت معده و روده زنبور کاملا پر بوده و زنبوران قادر به تخلیه ا ن نیستند.زنبورانی که از این بیماری تلف شده اند شبیه به زنبورانی هستند که از بیماری های قارچی تلف شده باشند.گاهی در اواخر بیماری یبوست بیماری نوزما نیز در بین زنبوران شایع میشود.                                                               

 درمان:  

 مطالعات فراوانی برای معالجه جمعیتهای مبتلا به سوئ هاضمه انجام گرفته است و نشان داده شده است که با تغذیه صحیح به وسیله شربت رقیق می توان ان را معالجه کرد.همچنین باید اب اشامیدنی در اختیار زنبوران قرار داده شود.                                                                                                                           

بیماریهای ویروسی-بیماری فلج زنبوران بالغ

بیماری فلج زنبوران بالغ

یک بیماری ویروسی است که تحت  عناوین مختلاف زنبوران سیاه کوچک و یا زنبوران غارتگر سیاه و براق نامگذاری شده است. این بیماری اغلب با بیماری های حاصله از مالپیگا موئباملیفیکه و اکاراپیس وودی و نوزما اپیس اشتباه میشود.                                                                                                             

 عامل بیماری:

 به طور کلی دو نوع ویروس در بیماری فلج زنبوران عسل دخالت دارد.یکی از ویروسها که شیوع بیشتری دارد به نام ویروس فلج حاد زنبوان  و دیگری که شدت کمتری دارد به نام ویروس فلج مزمن زنبوران خواننده می شوند.    

علائم:

 گرچه بیماری در طول فصول فعالیت زنبوران عسل دیده میشود ولی بروز شدید بیماری از اردیبهشت تا تیر ماه بیشتر از سایر فصول می باشد.زنبورانی که در اطراف کندو ها پراکنده شده اند کاملا شبیه زنبوران پیر می باشند.یعنی سیاه براق کوچک و بدون مو هستند.                                                                                 

فلج حاد ویروسی

 علائم بیماری مبهم و پیچیده است و تنها علائم ظاهری بیماری در زنبورها شامل عدم توانایی پرواز/لرزش پاهاو بالهاست.اغلب زنبوران کارگر بیماران را از کندو خارج کرده و در فاصله دوری رها میسازند.نشانیهای دیگر بیماری عبارتند از:اسهال/ریختگی پرزهای بدن/رنگ خاکستری و سیاه و بوی زننده زنبور.                         

فلج مزمن ویروسی

 علائم بیماری فلج مزمن شبیه به بیماری فلج حاد می باشد ولی شدت ان کمتر است.حضور این ویروس در زنبور داری ها شایعتر از ویروس حاد زنبوران می باشد.                                                           

پیشگیری و معالجه:

به جهت انکه هنوز علت ایجاد بیماری کاملا شناخته نشده است از این رو مساله پیشگیری ان صرفا بر مبنای رعایت نکات بهداشتی استوار است.تعدادی از محققین تعویض ملکه را موثر دانسته اند. ولی به طور کلی امروزه هیچ روش قابل قبولی برای درمان مستقیم عفونتهای ویروسی وجود ندارد.                                    

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی-زنبوران فلج


زنبوران فلج

گاهی در کندوهای طبیعی زنبوران فلج به طور اتفاقی یافت میشوند. در اکثر موارد بالهای انها فلج است به طوری که قادر به پرواز نیستند.این حالت در هر سه دسته زنبور دیده شده است.اما بیشتر نر ها به این ناهنجاری مبتلا می شوند.فلج شاخک و ضمائم دهانی و پاها در زنبوران کارگر و نر نیز گزارش شده است.

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی-جهشهای مشهود

جهشهای مشهود

 جهش به تغییر ژن ها از حالت طبیعی به حالت غیر طبیعی می گویند. جهش ها را می توان به جهش های مشهود و غیر مشهود تقسیم بندی نمود. در جهش های مشهود تغییرات فیزیکی در جثه زنبور عسل مشاهده می گردد. تا کنون 30 نوع جهش مشهود شناخته شده که 20 مورد مربوط به تغییر رنگ چشم ها . 3مورد مربوط به  تغییرساختمان چشم ها. 5مورد تغییر شکل بالها و یک مورد مربوط به تغییر رنگ ظاهری بدن است. مطمئناً این تغیرات نه تنها در راستای افزایش کارآیی های زنبوران نمی باشد. بلکه موجب کاهش کارآیی و پایین آمدن راندمان تولید می گردد. درصورت مشاهده علایم گسترده جهش در کندو ملکه باید تعویض گردد. در صورتی که با تعویض ملکه علایم ناهنجاری از بین نرفت علت را می توان در محیط جستجو نمود.                                            

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی-دوجنسیها

دوجنسیها

 زنبوران دو جنسی زنبورانی هستند که قسمتی از ساختمان بدن انها نر و قسمتی دیگر ماده است.پراکندگی بافتهای نر و ماده در قسمتهای مختلف بدن زنبوران دوجنسی می تواند به صورت مختلف باشد.                        

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی-زنبوران بالغ نابهنجار

زنبوران بالغ نابهنجار

 گاهی زنبور ها از حالت طبیعی خارج میشوند.این زنبوران نابهنجار ممکن است در نتیجه تغیرات سلولی و ژنهای موتان و یا عوامل محیطی نامساعد در مراحل مختلف رشد به وجود ایند.                                          

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی-نوزادان گرمازده

نوزادان گرمازده

 اگر در هوای گرم توانایی کندو برای خنک کردن خود از بین برود احتمال مرگ نوزادان وجود خواهد داشت. هنگامی که بسیاری از زنبوران کندو یا زنبورانی که در جستجوی غذا هستند با افت کشها از بین میروند چنین حالتی میتواند رخ دهد.                                                                                                                   

گرگ زنبور خوار

تينبرگن در تحقيق دوره دكترايش به بررسي اينكه زنبور حفارگونه Philanthus triangulum، چگونه سوراخ لانه اش را تشخيص مي دهد، پرداخت. زنبور حفار ماده، نقبي در شن حفر مي كند و تعدادي تخم در آن مي گذارد و آذوقه آينده تخم هايش را با شكار و صيد زنبور عسل (Apis mellifera) تدارك مي بيند. زنبور ماده مكرراً لانه اش را به منظور شكار زنبور عسل ترك مي كند و پس از شكار به لانه باز مي گردد. از اين رو او بايد توانايي تشخيص ورودي لانه خود از ساير لانه هايي كه در همسايگي خانه او قرار گرفته اند را داشته باشد. زنبور ماده احتمالاً محل لانه اش را از طريق محرك هاي صادره از ورودي لانه يا توسط محرك هاي ناشي از اشياي اطراف لانه كه با نظم خاصي چيده شده اند، تشخيص مي دهد. تينبرگن در ابتدا دريافت كه با جابه جا كردن اشياي اطراف ورودي لانه مي تواند زنبور را وادارد كه مدت زمان بيشتري را صرف جست وجوي لانه اش كند.

در آزمايش ديگري كه يك زنبور حفار ماده را به داشتن حلقه اي از مخروط هاي كاج در دور تا دور ورودي لانه اش عادت داد وسپس در غياب زنبور حلقه مذكور را اندكي جابه جا كرد. زنبور پس از بازگشت از شكار همچنان در مركز حلقه جابه جا شده لانه اش را جست وجو مي كرد. اين آزمايش نشان مي دهد كه زنبور حفار برخي از ويژگي هاي علائم اطراف لانه اش را هنگام ترك حفره اش به خاطر مي سپارد و از آن براي يافتن محل نقبش استفاده مي كند. از اين گذشته علائم ديداري نيز براي زنبور از اهميت بسياري برخوردارند اما محرك هاي ديگري مانند بوي محل غير ضروري اند.
زنبور حفار تنها در فواصل كوتاه براي بازگشت به لانه از حلقه مخروط هاي كاج كمك مي گيرد. او بايد بتواند راهش را از شكارگاه، كه فاصله اش از لانه به اندازه اي است كه مشاهده لانه از آن مسافت براي زنبور ميسر نيست، تا لانه پيدا كند. تينبرگن و همكارانش براي آزمون اين مسئله، شماري از درختان كاج كه در نزديكي محل لانه زنبور رشد كرده بودند را از زمين بيرون كشيدند و  آنها را قدري جابه جا كردند. با اين كار دريافتند كه زنبورها پس از بازگشت از شكار محل لانه شان را با توجه به درختان كاج جابه جا شده جست وجو مي كنند.

آنها همچنين آزمايشات پيچيده تري را نيز ترتيب دادند كه طي آن علاوه بر جابه جايي علائم كوچك اطراف ورودي لانه، علائم بزرگ تر واقع در فواصل دورتر را نيز جابه جا كردند و بدين ترتيب نشان دادند كه زنبورها چگونه اطلاعات حاصل از علائم مختلف موجود در محيط شان را با يكديگر تلفيق مي كنند.
تينبرگن آزمايشات بيشتري براي بررسي اينكه زنبور حفار ماده چگونه شكارش، زنبور عسل، را شناسايي مي كند، انجام داد. او در اين آزمايشات از شي اي كه به انتهاي تكه نخي آويخته شده بود استفاده كرد. از جمله اين شي ،  يك زنبور تازه كشته شده، مرده، گندزدايي شده و بي بو، تكه اي از چوب به اندازه يك زنبور عسل، تكه اي از چوب بودار  از طريق تماس با زنبورهاي زنده  ، بود .

 تينبرگن دريافت كه زنبور حفار در وهله اول به طرف تمامي اين اشيا جلب مي شود البته به شرط آنكه اشياي مذكور متحرك باشند. سپس دور و بر آنها پرواز مي كند و تنها جسمي كه بويي همانند بوي زنبور عسل داشته باشد را متصرف مي شود. بدين ترتيب زنبور در ابتدا از راه ديدن به سوي همه اين اشيا جلب مي شود و سپس از طريق بو درست بودن شكارش را كنترل مي كند. با اين حال زنبور حفار كارش را با نيش زدن شكار آن هم در صورتي كه شكار، زنبور عسل باشد، تكميل مي كند. به عنوان مثال تكه چوبي كه بويي همانند زنبور عسل دارد را نمي گزد. از اين رو احتمالاً از علائم بيشتري نظير علائم ديداري و لامسه اي در تصميم گيري نهايي براي نيش زدن شكارش استفاده مي كند. بررسي زنبور حفار ثابت كرد كه جانوران منفرد از علائم محيطي براي كنترل رفتارشان استفاده مي كنند.

 

 

 

ناهنجاریها و بیماریهای غیر عفونی-نوزادان سرما خورده

نوزادان سرما خورده

گاهی نوزادان در هوای بیار سرد تلف می شوند. سرما خوردگی ممکن است در شبهای سرد بهاری زمانی که تعداد نوزادان بیش از زنبورهای کارگر که کارشان پوشاندن و گرم کردن نوزادان است اتفاق بیفتد.سرما خوردگی نوزادان ممکن است متعاقب هر حادثه ای که کاهش جمعیت زنبوران کارگر کندو را به دنبال داشته باشد مانند مسمومیت ها بر اثر سموم حشره گش یا ترک وظیفه انها بر اثر تقثیم یک کندوی بزرگ پیش می اید.